75تعبيرات روايات، لفظ جمره يا جمرات يا جمره عقبه يا جمره قصوى يا جمره عظمى ذكر شده كه فقط در ستونها و زيربناى ستونها ظهور دارد؛ اما تعبير به ارض تنها در موارد خاصى از فروعات مسئله آمده و كلمه ارض با الف و لام ذكر شده كه الف و لام عهد است و اشاره به همان جمره و ستونهاست؛ يعنى همان قطعه مخصوص كه عبارت است از ستونها يا زيربناى آنها.
در صفحه 51 چنين آمده است:
سؤال 7. همان سؤالكننده محترم مىنويسد: «چه مانعى دارد ما به استصحاب قهقرى كه مورد قبول بعضى از اصوليون است، تمسك جوييم و بگوييم: امروز اين ستونها به عنوان جمرات شناخته مىشوند، به عقب برمىگرديم و مىگوييم لابد در زمان پيامبر(ص) هم چنين بوده است».
در پاسخ اين پرسش فرمودهاند:
«اين استدلال عجيبى است؛ زيرا اولاً: استصحاب قهقرى قطعاً حجت نيست و كمتر محققى به سراغ آن رفته است (جز در مورد مسئله اصالت عدم نقل، در باب الفاظ، كه آن هم داخل در استصحاب نيست، بلكه اصل عقلانى مستقلى است).
ثانياً: هيچ يك از اركان استصحاب در اينجا موجود نيست؛ زيرا نخستين ركن استصحاب، يقين است، در حالى كه ما يقين نداريم كه جمره امروز اين ستونهاست...
ثالثاً: چرا ما استصحاب متعارف و مورد قبول همه را در اينجا جارى نكنيم و بگوييم: قطعاً در زمانى از زمانهاى گذشته اين ستونها وجود نداشته و نمىدانيم كى بهوجود آمده، شايد بعد از زمان معصومين(عليهم السلام) بهوجود آمده است.
بايد بگوييم اولاً: آنان كه به استصحاب قهقرايى تمسك كردهاند، آن را اصل عقلايى ندانستهاند، بلكه به عنوان استصحاب پذيرفتهاند و از محققين و فحول علما، مانند شيخ انصارى رحمه الله در باب استصحاب آن را حجت دانستهاند و نيز فقيه اكبر، مرحوم صاحب جواهر در مسئله ربا، در باب مكيل و موزون، به استصحاب قهقرايى تمسك