70صدق رمى جمره مىكند و همانگونه كه ملاحظه مىفرماييد، مرحوم صاحب جواهر از ستون و جايگاه فراتر نرفته است (دقت بفرماييد). الحق، نسبتِ جوازِ رمى به زمين اطراف ستونها، به معظم له، خلاف ظاهر كلام ايشان است؛ بهخصوص با توجه به ذيل كلام ايشان كه مىفرمايد:
«وَ يُمْكِنُ كَونُ الْمُراد بِها المَحَلّ بِأحواله» إلى آخر كلامه.
اما عبارتى كه از احمد مرتضى در «شرح الازهار» (در تأييد مجزى بودن زمين اطراف بنا) نقل نمودهاند:
فإنْ قصد إصابة البناء فقيل لايجزي، لأنّه لميقصد المرمي، و المرمي هو القرار لا البناء المنصوب. 1
هرگاه قصد كند كه ريگ را به ستون بزند، بعضى گفتهاند كافى نيست؛ زيرا قصد جايگاه رمى نكرده، درحالى كه محل رمى، همان زمينى است كه ستونها بر آن قرار گرفتهاند؛ نه بنايى كه بر آن نصب شده است.
آنچه به نظر مىرسد اين است كه احمد مرتضى مرمى را همان بنا يا زير بنا مىداند و اطراف ستون، يعنى زمين اطراف ستون را كه داخل حوضچه است، مرمى نمىداند؛ زيرا نظر مخالف آن را تعبير به «قيل» نموده است؛ يعنى «بعضى گفتهاند». افزون بر اين، با سيرى در روايات و كلمات بزرگان و فقهاى اهل بيت، مىتوانيم ادعا كنيم كه رمى به ستون، هيچگونه اشكالى ندارد.
شهيد(رحمه الله) تصريح كرده است كه جمره و مرمى همان بناست، در صورتى كه وجود داشته باشد. در كلام كشف اللثام نيز آمده است: «هي الميل المبني». 2در كلمات فقها و لسان روايات نيز به همين نحو تعبير شده است. بنابراين، تشكيك در قصد اصابت به بنا در صحّت رمى بىاساس است.
و كلام نراقى(رحمه الله) در مستند الشيعه كه فرموده است «في رَمْي حَمْرَةِ العَقَبَة وَ يُقالُ لَهُ الْقُصْوي أيضاً رَمي أقربُ الجَمَراتِ الثلاثِ إلى مكَّةَ و الْخارجُ مِنْ مكَّة إلى منا يصل اولاً الَيها في يَسارِ الطَّريقِ وَ هِيَ مَنْصُوبَة الْيَوْم في جِدارٍ عَظيم مُتَّصل بِتلّ بحَيث يَظْهَرُ جَهتها الْواحِدة» 3، خالى