1672. حاجيان، پول قربانى را به باجههاى خريد قربانى مىپرداختند و رسيد مىگرفتند تا مؤسسه موجود، به نيابت از آنان، عمل ذبح را اجرا كند؛ يعنى حاجيان از حكم قربانى، جز پرداخت پول قربانى به مدير كاروان يا باجههاى اخذ پول قربانى، چيزى نمىبينند و چيزى درك نمىكنند.
3. نمايندگانى به عنوان نايب از طرف حاجيان، عمل قربانى را در مسلخ جديد انجام داده، سپس رها مىكنند تا از طريق كشتارگاه ماشينى، نسبت به سلاخى، بستهبندى و انجماد آن اقدام شود.
هر سه شكل قربانى، پرسشهايى را در ذهن تداعى مىكند كه عبارتاند از:
در شكل نخست:
- قربانى در تلازم با مصداق عينى اسراف چه حكمى مىتوانست داشته باشد؟
- حكم قربانى آنجا كه موجب وهن اسلام است، چگونه قابل تعبير است؟
- اساساً فلسفه قربانى چيست؟
در شكل دوم و سوم:
- آيا قربانى در همان روز، به نيابت از خريدار قبض، ذبح مىشود يا نه؟
- آيا قربانى، طبق احكام فقه شيعه تعيين و ذبح مىشود؟
- چه كسى ذبح مىكند؟
- با توجه به بىخبرى از زمان ذبح قربانى، حكم تقصير چگونه و در چه زمانى بايد انجام شود؟
- بنا به تأكيد قرآن كريم و فتواى بسيارى از مراجع تقليد كه حكم به خوردن گوشت قربانى كردهاند، اجراى آن با برنامه موجود چگونه است؟
- آيا اصلاً چنين عملى با فلسفه قربانى در حج سازگارى دارد؟
- قربانى در شكل اخير كه مصداق انفاق است نه قربانى! چه تأثير روحى و روانى براى حاجيان مىتواند داشته باشد؟