149مناست. بايد ديد چگونه ميان اين دو دسته از روايات مىتوان جمع كرد.
براى جمعبندى اين دو گروه از روايات، شيوههاى مختلف پيش گرفته شده است. براى دست يافتن به راه حل صحيح، لازم است اين شيوهها را با معيارهاى فنى محك زده و سره را از ناسره جدا سازيم. اينك به طرح و رسيدگى اين راهحلها مىپردازيم:
1. راهحل پيشنهادى شيخ طوسى
مرحوم شيخ طوسى، بعد از نقل روايت معاوية بن عمار، در مقام جمعبندى مىنويسد:
فليس في هذا الخبر أنّه ذبح هديهُ الواجب ويحتمل أن يكون هديه كان تطوّعاً وذلك جائز ذبحه بمكّة بدلالة الخبر الأوّل والحكم بالخبر الأوّل أولى لأنّه مفصّل وهذا الخبر مجمل محتمل. 1
اين روايت دلالت ندارد كه امام قربانى واجب را در مكه ذبح نموده و احتمال دارد هدى مستحبى بوده، و روايت اول (ابراهيم كرخى) دلالت دارد كه قربانى مستحب را حاجى مىتواند در مكه ذبح كند. [و در صورت تعارض] اولى اين است كه طبق خبر اول، حكم شود؛ زيرا خبر اول (روايت ابراهيم كرخى)، ميان واجب و مستحب، تفصيل داده و اين خبر از اين جهت مجمل است و هر يك از واجب و مستحب را محتمل است.
بعد از شيخ، اين توجيه در كلام فقيهان رايج شده و تعدادى از فقيهان، با حمل روايت معاوية بن عمار بر هدى مستحب، دو دسته روايات را جمع كردهاند. 2
اشكال محقق اردبيلى بر راه حل شيخ
مرحوم محقق اردبيلى بعد از نقل راه حل شيخ مىنويسد:
وفي هذا التأويل تأمّل لعدم ظهور سند الخبر الاوّل و ظهور كون الثاني في هدي التمتع و لو لم يكن اجماع لكان القول بالجواز في مكّة جيداً. 3