148
فينحره، فقال: إن كان نحره بمنى فقد أجزأ عن صاحبه الذي ضلّ عنه وإن كان نحره في غير منا لم يجز عن صاحبه. 1
اين روايت از نظر سند صحيح است.
3. دسته سوم، رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه قربانىكردن در مكه نيز جايز است؛ مانند: عن معاوية بن عمار، قال: قلت لأبى عبدالله(ع):
«إنّ أهلَ مكة أنكروا عليك أنّك ذبحت هديك في منزلك بمكّة، فقال: إنّ مكّة كلّها منحر». 2
اين روايت از نظر سند مشكلى ندارد.
4. دسته چهارم، آيه قرآن و روايتى در تفسير آن است كه دلالت دارد منا مكان ذبح است. اما از بيان اينكه در غير منا ذبح جايز است يا نه، ساكت است.
خداى متعال مىفرمايد: (وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ) (بقره: 196).
از آيه اجمالاً فهميده مىشود كه براى قربانى محل خاصى است. اما آن محل كجاست، آيه بر آن اشاره نكرده و در روايت معتبرى، «محل» به «منا» تفسير شده است:
«عن زرعة قال: سألته عن رجل أحصر في الحج، قال: فليبعث بهديه إذا كانَ معَ اصحابه ومحلّه أن يبلغ الهدي محلّه ومحلّه منا يوم النحر إذا كان في الحج». 3
اگر از آيه به ضميمه روايت فهميده شود كه محل ذبح مناست و در غير منا ذبح صحيح نيست، اين دسته به دسته دوم از اخبار ملحق خواهد بود و دسته مستقلى محسوب نمىگردد.
جمعبندى روايات
روايات دسته اول از محل ذبح سخن نگفته و دسته چهارم، با گروههاى ديگر هيچگونه تنافى ندارد؛ مهم جمع ميان روايات دسته دوم و چهارم با دسته سوم است. دسته دوم و چهارم دلالت مىكنند كه ذبح در خارج از منا كفايت نمىكند و دسته سوم دلالت دارند بر كفايت ذبح هدى (قربانى) در مكه كه لازمهاش جواز ذبح در خارج