131ستونى وجود داشته است و مردم به آن سنگ مىزدند و گفتيم كه علامت را به جاى محل، اشتباه مىگرفتند. عبارتى كه از وى نقل شده، چنين است:
وبعض الناس لا يكتفي بالحصيات الصغيرة بل يأتي بأحجار كبيرة و يرمي بها الجمرة، العمود القائم، بل لا يرتاح له بال الّا إذا هدم جزء من البناء و منهم من يقف على البناء و يرمي! و منهم من يلصق به جسده و يرمي! 1
بعضى از مردم، قناعت به سنگريزههاى كوچك نمىكنند، بلكه سنگهاى بزرگ مىآورند و به جمره (عمود قائم) مىزنند. بلكه بعضى آسودهخاطر نمىشوند، مگر مقدارى از آن را ويران كنند، و بعضى از آنها از ستونها بالا مىروند و رمى مىكنند و بعضى بدن خود را به ستون مىچسبانند و رمى مىكنند.
حال اگر صدر و ذيل عبارت را كه از آن حذف شده است، به آن بيفزاييم، مطلب را بهكلى دگرگون مىسازد. صدر عبارت چنين است:
ومن فكاهات الحجاج عند رمي الجمرات السبع، إنّ بعضهم ... و منهم من يقف على البناء.
بالا رفتن از ستونها را به عنوان يك مسئله فكاهى ذكر كرده، اشاره به اينكه هيچ عاقلى بهطور جدى دست به چنين كارى نمىزده است.
و در ذيل عبارت او مىخوانيم:
قال المحبّ الطبري: و ليس للرمي حدّ معلوم، غير أنّ كلّ جمرة عليها عَلَم و هو عمود معلّق هناك فيرمي تحته و حوله و لا يبعد عنه احتياطاً و حَدَّه بعض المتأخرين بثلاثة أذرع من ساير الجوانب الّا في الجمرة العقبة فليس لها الا وجه واحد لأنّها تحت الجبل. 2
محب الدين طبرى چنين گفته: «براى رمى حد معينى نيست، جز اينكه هر جمرهاى علامتى دارد كه به صورت عمودى در آنجا معلق است. بايد زير آن و اطراف آن را رمى كند و احتياط آن است كه از اطراف آن، دور نرود و بعضى از علماى متأخرين حد آن را سه ذراع از هر طرف تعيين كردهاند؛ جز در جمره عقبه كه فقط يك طرف دارد؛ زيرا زير كوه (تپهاى) قرار گرفته است.