130جالبتر اينكه تغيير محل جمره، آن هم به مقدار كم، بر اثر عمل جُهال در پرتاب سنگ، معرفى شده است! توجه كنيد، نويسنده آن كتاب مىگويد: «كانت الجمرة زائلة عن موضعها أزالها جُهّال الناس برميهم الحصي»؛ «جمره از محلش زايل شده بود، مردم جاهل بر اثر پرتاب سنگ، آن را جابهجا كرده بودند».
بديهى است، ستون سنگى با سنگريزههاى بىجاى جهال جابهجا نمىشود. بلكه جمره به معناى مجتمع الحصى با غفلت مردم و سنگ انداختن در غير محل، جابهجا مىشود (دقت كنيد).
با توجه به اينكه تاريخ مكه «ازرقى» از قديمىترين كتب درباه تاريخ مكه است و در نيمه اول قرن سوم، يعنى عصر معصومين(عليهم السلام) نوشته شده، دليل روشنى بر اين مدعاست كه در آن زمان، ستونى وجود نداشته و جمره، تنها مجتمع الحصى و محل اجتماع سنگريزهها بوده است كه با پرتاب سنگ نابهجا، تغيير محل مىداده است. اما ديوارى كه پشت آن ساختند و مسجدى بالاى آن بنا كردند، به خاطر اين بود كه رمى از طرف پايين دره، مستحب (يا واجب) بوده، نه از طرف بالاى دره كه پيشتر شرح آن را داديم. نكته قابل توجه ديگر اينكه همين نويسنده، يعنى ازرقى در همان كتاب (اخبار مكه) حديثى را از ابن عباس، اينگونه نقل مىكند:
قال عطاء سألت ابن عباس، فقلت: يابن عباس إنّي توسّطتُ الجمرة فرميت بين يديّ و من خلفي و عن يميني و عن شمالي فو الله ما وجدت له مسّا. 1
به ابن عباس گفتم: من در وسط جمره رفتم، پيش رو و پشت سر و طرف چپ و راست خود را رمى كردم. ولى چيزى احساس نكردم؛ ابن عباس در جواب گفت: «به خدا سوگند هرگاه حج كسى قبول شود، سنگهاى او را [فرشتگان] به آسمان مىبرند.
از اين عجيبتر بلاهايى است كه بر سر عبارات كتاب «مرآة الحرمين»، نوشته «رفعت پاشا» آمده است كه صدر و ذيل آن را متأسفانه بريدهاند؛ توضيح اينكه: نويسنده كتاب، يعنى رفعت پاشا در قرن چهاردهم مىزيسته و در آن زمان، در محل جمرات،