129
الجمرة زايلة عن موضعها أزالها جهّال الناس برميهم الحصي و غفل عنها حتى ازيحت عن موضعها شيئاً يسيراً منها من فوقها فردّها إلى موضعها الذي لم تنزل عليه و بنى من ورائه جداراً أعلاه عليها و مسجداً متّصلاً بذلك الجدار لئلا يصل إليها من يريد الرّمي من أعلاها و إنّما السنّة لمن أراد الرمي أن يقف من تحتها من بطن الوادي. 1
در آن سال بارانهاى پاييزى در مكه و منا زياد و پىدرپى باريد و منازل بسيارى را ويران ساخت و سيل، دار الاماره منا و آنچه در آن بود را ويران ساخت و عقبه معروف به جمره عقبه را ويران كرد... و [اسحاق والى مكه] عقبه و ديوارهاى آن را محكم ساخت و راهى را كه رسول خدا(ص) در منا به سوى دره پيموده بود، اصلاح كرد... و اين جاده را خاك گرفته بود و جمره از جاى خود زايل شده بود.
افراد جاهل به خاطر انداختن سنگ و غفلت [از رمى] آن را از محل خود خارج كرده بودند (دقت فرماييد) تا آنجا كه مختصرى از محل خود، از طرف بالا دور شده بود. وى آن را به محل اصلى، كه هميشه در آن بود، بازگردانيد و در پشت آن ديوارى بلندتر از آن بنا نمود و مسجدى متصل به آن ديوار ساخت تا كسانى كه مىخواهند از طرف بالا رمى كنند، نتوانند؛ زيرا سنت در اين است كه از طرف پايين، يعنى از وسط دره، آن را رمى كنند.
پاسخ: هرگاه به منبع اصلى اين عبارت، يعنى كتاب اخبار مكه ازرقى مراجعه كنيد، خواهيد ديد مطلب چيز ديگرى است؛ بعضى شايد خواستهاند چنين وانمود كنند كه سيل در مكه و منا، جمره را با خود برده و والى مكه آن را به جاى خود بازگردانده است. بنابراين بايد قبول كرد كه ستونى در كار بوده كه سيل آن را برده و سپس آن را بازگردانيدهاند. درحالى كه وقتى به آن كتاب مراجعه كنيم، مىبينيم در بين داستان سيلِ مكه و منا و مسئله جابهجا شدن جمره، سه صفحه و نيم فاصله است؛ نويسنده كتاب اخبار مكه، بعد از داستان سيل، وارد مسائل ديگرى شده و بعد داستان محو جاده سير پيغمبر(ص) به سوى جمره را بر اثر گذشت زمان، ذكر كرده، سپس جابهجا شدن جمره به خاطر عمل جُهال مطرح شده است.