132از اين عبارت چند مطلب به روشنى استفاده مىشود:
الف) عمودها جمره نيست. بلكه جنبه علامت دارد.
در زمان محبالدين طبرى كه از علماى قرن پنجم است، ستونى در كار نبوده، بلكه عمود معلقى به عنوان علامت در آنجا آويزان بوده است و زير آن را رمى مىكردهاند.
ب) محل رمى، زير عمودها و اطراف آن است و جالب اينكه از اين تعبير برمىآيد كه ستون سنگى در كار نبوده، بلكه عمودى آويزان بوده كه زير آن را مىتوانستند رمى كنند (نسبت به مركز حوضچه).
ج) بعضى حوضچه اطراف آن را، از هر طرف سه ذراع تعيين كردهاند (هر ذراع تقريباً نيم متر است) كه قطر آن مجموعاً سه متر در سه متر مىشده؛ جز در جمره عقبه كه در كنار تپهاى قرار داشته فقط از يكطرف رمى مىشده؛ يعنى يك نيم دايره كه قطر آن سه متر بوده و شعاع آن يك متر و نيم.
د) از اين عبارت بر مىآيد كه حتى در زمان محبالدين طبرى كه از علماى قرن پنجم است، ستونى در كار نبوده، بلكه عمود معلقى به عنوان علامت در آنجا آويزان بوده كه زير آن را رمى مىكرد. حتى در بعضى از كتب معروف تاريخ مكه، كه در زمانى بسيار نزديك به زمان ما تأليف شده، آمده است كه ستونها علامت محل جمرهاند و جمره، محل اطراف آن است كه در عصر ما به صورت حوضچهاى در آمده است؛ به نوشته محمد الياس عبدالغنى در كتاب «تاريخ مكّة المكرّمة قديماً و حديثاً» توجه فرماييد:
الأعمدة الموجودة وسط الأحواض الثلاث، علامة للمكان الذي ظهر به الشيطان و رماه ابراهيم، اما الأحواض التي حول الأعمدة فإنّها أحدثت بعد 1292 ه. لتخفيف زحمة الناس و توسيع دائرة الرمي و جمع الحصي في مكان واحد. 1
در آغاز اين عبارت، ستونها را علامت مكان ظهور شيطان مىشمرد و در ادامه، ساختن حوضچهها (ديوار كوتاه دايره شكل) را براى سه مقصود مىداند: كم شدن