86حكم حاكم كافرى است كه تثبيتكننده اركان دولت خارج از شرع الهى مىباشد... و اين حاكمان، درصدد به دست آوردن فرصتى مىباشند تا افكار مسلمانان وطن را براى تحقق اهداف غيراسلامى خود، آماده سازند؛ گرچه آن اهداف، به ظاهر، اسلامى است. ازاينرو بايد نبرد و جنگ، زير پرچم اسلامى و رهبرى مسلمانان باشد و در اين مسئله، خلافى نيست.
ثالثاً: اساس وجود استعمار در كشورهاى اسلامى، همين حاكماناند. پس شروع كردن به نابودى استعمار، كارى بىفايده و بىثمر است و فقط ضايعكننده وقت مىباشد. بنابراين بر ما لازم است كه بر وظيفه اسلامى خود، تأكيد نماييم و آن، عبارت است از اقامه شرع الهى در شهرهاى خود و بالا بردن كلمه الهى. شكى نيست كه نخستين ميدان جهاد، همان از بين بردن اين رهبران كافر و جايگزين نمودن آنها به نظام اسلامى كامل است و از اينجاست كه آزادى، شروع مىشود.
ب) استراتژى تغيير، نزد حركتهاى سلفى جهادى
حركتهاى سلفى جهادى، از حركتهاى ريشهاى اسلامى است كه در حال تلاش براى تغيير نظامهاى موجود مىباشد. «صالح سرية» مىگويد:
فالجهاد لتغيير هذه الحكومات واقامة الدولة الاسلامية فرض عين على كل مسلم ومسلمة... . 1
جهاد براى تغيير اين حكومتها و اقامه دولت اسلامى، واجب عينى بر هر مرد و زن مسلمان است... .
ج) دموكراسى در فكر سلفى جهادى
«ابوعمر السيف»، از متفكران اين گروه مىگويد:
والايمان يقتضي الكفر بالأنظمة المخالفة للإسلام وليس التوفيق والجمع بينها وبين