73خانوادههاى مسلمان در هر سرزمين نجاتى نيست؛ مگر آنكه با دل و انديشه و سلوك زندگى، از اهل و قوم جاهليت كناره گيرد تا خداوند به دار اسلام، اجازه قيامى دهد كه به آن، چنگ زند.
نقد مفهوم «هجرت» نزد سلفيه جهادى
اولاً: كلمه «هجرت»، معانى و مفاهيم مختلفى دارد؛ گاهى دايره مفهومىاش، تنگ شده و تنها به انتقال از شهرى به شهر ديگر يا از سرزمينى به سرزمين ديگر معنا مىگردد. اما گاهى به مفهومى گسترده، اشاره دارد كه ترك و هجران از منهيات الهى را شامل مىشود.
هجرت به معناى اول، در مورد هجرت از سرزمين شرك و كفر به سرزمين اسلام، واجب بوده و تا روز قيامت، حكمش ثابت و پابرجاست و براى آن، مىتوان دو علت ذكر كرد: يكى، تقويت اسلام و مسلمانان در سرزمينهاى اسلامى و ديگرى، برپايى مراسم دينى، در صورتى كه امكان آن در سرزمينهاى كفر، وجود نداشته باشد؛ همانگونه كه در صدر اسلام، حكمت هجرت، اينگونه بوده است.
حال در صورتى كه انسان در كشور اسلامى است و مانعى از برپايى مراسم دينىاش، وجود ندارد، چه ضرورتى است كه به كوه و غار پناه برد و از مردم كناره گيرد و امر به معروف و نهى از منكر را رها كند و جامعه را به حال خود واگذارد. آرى! هجرتى كه امروزه بر هر مسلمانى، گرچه در كشور اسلامى باشد، واجب است، دورى نمودن از گناه مىباشد؛ به طورى كه به طور كامل تسليم دستورهاى پروردگار باشد و اين، مسئلهاى اخلاقى است و ربطى به حرف سلفىهاى جهادى ندارد.
ثانياً: سلفىهاى جهادى، به هجرت از دارالكفر به دارالاسلام، دستور مىدهند؛ درحالىكه تمام كشورها و شهرهاى عالم را دارالكفر يا جاهلى مىنامند. در اين صورت، مسلمانان به كجا هجرت كنند؟! آيا به كوهها و غارها پناه برند؟! آيا آنجا، سرزمين اسلام است؟!