65
يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحٰاكَمُوا إِلَى الطّٰاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطٰانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلاٰلاً بَعِيداً) (نساء:60)
آيا نديدى كسانى را كه گمان مىكنند به آنچه [از كتابهاى آسمانى كه] بر تو و پيش از تو نازل شده، ايمان آوردهاند؛ درحالىكه مىخواهند براى داورى نزد طاغوت و حكام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده است كه به طاغوت كافر شوند. اما شيطان مىخواهد آنان را در گمراهى دورى بيفكند.
آنان براساس اين آيات، مىگويند: خداوند ما را به ايمان به خود و كفر به طاغوت دستور داده است و راه سومى وجود ندارد؛ يا ايمان به خدا و كفر به طاغوت كه همان اسلام است، يا پيروى از طاغوت كه كفر به خداست. همچنين مقتضاى كفر به طاغوت، حكم كردن به كافر بودن اوست. پس هركس به آن، اعتقاد نداشته باشد و به زبان، آشكارا به آن اعتراف نكند، حكم به ما انزل الله، نكرده و كافر است. 1
بر اين اساس، آنان مسلمانانى را كه از دستور غيرحاكمان به ما انزل الله، پيروى مىكنند، كافر مىدانند؛ زيرا در نظر آنان، پيروى به عمل است؛ نه نيت و اعتقاد.
روايات
آنان به حديث «عدى بن حاتم» نيز استدلال مىكنند و مىگويند وى به پيامبر(ص) گفت:
إِنّهم لم يعبدوهم. قال(ص): بلى انّهم حرّموا عليهِم الحلال واحلّوا لهم الحرام فاتبعوهم فتلك عبادتهم اياهم. 2
همانا آنان، آنها را نپرستيدند. حضرت فرمود: «آرى. ولى دانشمندان يهود، حلال را بر مردم، حرام كردند و حرام را بر آنان، حلال نمودند و آنان نيز پيرو علمايشان بودند و اين كار، پرستش علمايشان به حساب مىآيد.