244شموليت دين است؛
11. حصر سلفيت در برخى جهات، موجب تشبه به كفار است؛
12. گمراه بودن تقسيمكننده، به مقتضاى آيه (فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مٰا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمٰا هُمْ فِي شِقٰاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّٰهُ ...) . (بقره: 137)؛
13. تفرقهآميز بودن اين تقسيم؛
14. نهى سلف از اينگونه تفرقهها؛
15. تفرقه، صفت پيروان هواهاى نفسانى است؛
16. وجود فرق بين تقسيم به لحاظ تعريف و مبانى به مذاهب اربعه فقهى و تقسيم منهج سلف به لحاظ عدم قابليت تجزيه؛
17. عدم وجود اختلاف در اصل سلفيت و وجود اختلاف در نوع عمل به آن؛
18. دخالت نداشتن اختلاف اجتهادى در انقسام منهج سلف؛
19. قوام منهج سلف بر قرآن و سنت و عمل سلف صالح و تعدد پذير نبودن آن؛
20. اختلاف اساسى بين اين القاب با القاب سلف، به سبب افتراق در دلالت و اختلاف در شموليت انتساب.
مفاهيم خاطئة حيال المنهج السلفى، ربط المنهج السلفى بالتكفير
(دكتوره لطيفه بنت عبدالله بن محمود الجعلود)
نويسنده مقاله، درصدد تبرئه سلفيه، از تكفير است؛ درحالىكه اين تبرئه، با واقعيتهاى خارجى و فتاواى علماى وهابى و سلفى، سازگارى ندارد.
الخطاب الدينى فى ضوء المنهج اللسلفى
(دكتر صالح بن عبدالله بن حميد)
نويسنده اين مقاله مىگويد خطاب در لغت، به معناى مراجعه كلام و در اصطلاح، عبارت است از: