224امرى براى او شده است، بايد از هر خطا و اشتباهى، معصوم باشد؛ زيرا در غير اين صورت، بر فرض اقدامش بر اشتباه و خطا، لازم مىآيد كه خداوند امر به اطاعت از كسى كرده باشد كه داراى كار خطايى است و خطا از آن جهت كه خطاست، مورد نهى است. بنابراين در صورت عصمت نداشتن اولى الامر در اين آيه، لازم مىآيد كه امر و نهى در يك فعل و به يك اعتبار، با يكديگر جمع شود كه اين بهطور حتم، محال است. پس بايد مقصود از «اولى الامر» در آيه، افراد معصوم از خطا و اشتباه باشند. 1
گرچه فخر رازى تا اينجا، با شيعه امامى همراهى كرده و «اولى الامر» را بر افراد معصوم، منطبق ساخته است، ولى هنگام تعيين مصداق «اولى الامر»، دچار اشتباه شده و آن را بر اهل حل و عقد از امت، منطبق كرده است.
او مىگويد:
آيه دلالت بر لزوم پيروى از اولىالامر، بهطور مطلق دارد. ولى از آنجا كه ما از شناخت معصوم عاجزيم و به علت اينكه معصوم، وجود خارجى ندارد يا ما از دسترسى به آن عاجزيم، مىگوييم كه مقصود از «اولى الامر»، همان اهل حل و عقد از بزرگان امتاند؛ كسانى كه به مسائل و احكام آگاهاند و اگر آنان بر مسئلهاى اجتماع كنند، نتيجهاى كه از اجتماع آنها به دست مىآيد، از هر عيب و خطايى، مصون است. 2
تفسير قرآن به روايات
همانگونه كه برخى آيات قرآن، مىتواند برخى ديگر را تفسير كند، روايات نيز مىتوانند آيات قرآن را تفسير و تبيين نمايند؛ چنانكه خداوند متعال مىفرمايد: