223آنگاه نويسنده مقاله، فتوايى را از «بن باز» درباره كسى كه از دعا كردن بر واليان امر امتناع مىكند، چنين نقل نموده است:
هذا من جهله وعدم بصيرته الدعاء لولي الأمر من أعظم القربات ومن أفضل الطاعات ومن النصيحة لله ولعباده... . 1
اين از جهل و بصيرت نداشتن اوست و دعا براى ولى امر، از بزرگترين قربتها و بافضيلتترين طاعتها و از خيرخواهى براى خدا و بندگانش مىباشد... .
نقد
اولاً: اين كلام او، بر فقيه دربارى بودنش دلالت دارد و فتواى او، تأييد ظلم و ظالم است.
ثانياً: اين فتوا، با عملكرد سلف صالح، سازگارى ندارد، درحالىكه او خود را سلفى مىداند.
نويسنده در بخش چهارم مقالهاش، به ذكر ادله حرمت خروج بر ولى امر و خطر آن پرداخته و از بين آيات، به آيه «اولى الامر» استدلال نموده و مقصود از آن را حاكمان و اميران، دانسته است. 2
نقد
اولاً: همانگونه كه اشاره شد، خروج بر حاكم ظالم، سيره سلف بوده است.
ثانياً: مصداق «اولى الامر» در آيه، افرادى معصوماند و آنان، كسانى جز اهلبيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) نيستند.
«فخر رازى» مىگويد:
خداوند، بهطور قطع، به اطاعت اولى الامر، امر نموده است و هركس كه چنين