191عصر است... و در آن عصر است كه تشيّع و رفض به دست ابنسبأ يهودى ظاهر شد؛ همان كه مدعى اسلام بوده و به گمان خود، دوستدار اهلبيت بوده است.
نقد
اولاً: عدهاى در وجود عبدالله بن سبأ، تشكيك كردهاند؛ چنانكه «دكتر طه حسين مصرى»، در قسمتى از سخنانش در مورد عبدالله بن سبأ، مىگويد:
به گمان من، كسانى كه تا اين حد موضوع عبدالله بن سبأ را بزرگ جلوه دادهاند، بر خود و تاريخ، اسراف شديدى نمودهاند؛ زيرا نخستين اشكالى كه با آن مواجه مىشويم، آن است كه در مصادر مهم تاريخى و حديثى، ذكرى از عبدالله بن سبأ نمىبينيم. در طبقات ابنسعد، انساب الأشراف بلاذرى و ديگر مصادر تاريخى، يادى از او نشده است. فقط طبرى از سيف بن عمر، اين قضيه را نقل كرده و ديگر مورخان نيز از او نقل كردهاند. 1
او در آخر سخنانش، مىگويد:
به گمان قوى، دشمنان شيعه در ايام بنىاميه و بنىعباس، درباره عبدالله بن سبأ مبالغه كردند تا از طرفى براى حوادثى كه در عصر عثمان اتفاق افتاد، منشأ خارج از اسلام و مسلمانان بيابند و از طرفى ديگر، وجهه على(ع) و شيعيانش را خراب كنند. ازاينرو برخى از عقايد شيعه را به شخصى يهودى، نسبت دادند كه به سبب ضربهزدن به مسلمانان، اسلام انتخاب كرد و چه بسيار است تهمتهاى ناروايى كه دشمنان شيعه، عليه آنان وارد كردهاند. 2
همچنين مىگويد:
من نمىدانم كه آيا خطرى از ناحيه عبدالله بن سبأ، در ايام عثمان، جامعه را تهديد كرده بود يا خير؟! ولى تا اين اندازه يقين دارم كه اگر خطرى هم داشته است، تا