159دانشمندان براى تأويل صحيح، ميزان خاص معيّن كردهاند كه در صورت دارا بودن شرايط آن، مىتوان لفظ و كلام را تأويل نمود.
رابعاً: تأويل، ضرورتى بنيادين به حساب مىآيد؛ زيرا اعجاز پيامبر اكرم(ص) در قرآن كريم است و اعجازِ قرآن نيز به سبب وجود آياتى است كه دربردارنده معانى مجازى و كنايهاى و استعارات مىباشد. پس چارهاى جز بهكارگيرى آنها نيست و مىدانيم كه خداوند متعال، قرآن كريم را براى فهم بشر نازل كرده و در فهم مطالب، از روش خاصى غير از همين روش محاورهاى عرب استفاده نكرده است و عرب نيز به همين صورت، براى تفهيم مطالب خود، استفاده مىكند.
خداوند متعال مىفرمايد: (أَ فَلاٰ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلىٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا) ؛ «آيا آنها در قرآن تدبر نمىكنند يا بر دلهايشان، قفلهايى نهاده شده است؟!». (محمد: 24)
خامساً: از برخى آيات قرآن كريم استفاده مىشود كه آيات قرآن، بر دو قسم است: محكمات و متشابهات؛ چنانكه خداوند متعال مىفرمايد:
(هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتٰابَ مِنْهُ آيٰاتٌ مُحْكَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مٰا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا...) (آلعمران: 7)
او كسى است كه اين كتاب آسمانى را بر تو نازل كرد كه قسمتى از آن، آيات محكم (صريح و روشن) است كه اساس اين كتاب مىباشد [و پيچيدگى آيات ديگر را برطرف مىكند] و بخشى ديگر، «متشابه» [و پيچيده] است اما آنها كه در قلوبشان، انحراف است، به دنبال آيات متشابهاند تا فتنهانگيزى كنند [و مردم را گمراه سازند] و تفسير [نادرستى] براى آن مىطلبند؛ درحالىكه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمىدانند. [آنها كه به دنبال دركِ اسرارِ آيات قرآناند] مىگويند: «ما به آن، ايمان آورديم؛ تمامى آن از جانب پروردگارِ ماست».