165ابنكثير نيز مىنويسد:
دخلت سنة ست وعشرين وستمائة. استلهت هذه السنة وملوك بنيأيوب مفترقون مختلفون، قد صاروا أحزابا وفرقا، وقد اجتمع ملوكهم إلى الكامل محمد صاحب مصر، وهو مقيم بنواحي القدس الشريف، فقويت نفوس الفرنج لعنهم الله بكثرتهم بمن وفد إليهم من البحر، وبموت المعظم واختلاف من بعده من الملوك، فطلبوا من المسلمين أن يردوا إليهم ما كان الناصر صلاحالدين أخذ منهم، فوقعت المصالحة بينهم وبين الملوك أن يردوا لهم بيتالمقدس وحده، وتبقى بأيديهم بقية البلاد، فتسلموا القدس الشريف، وكان المعظم قد هدم أسواره، فعظم ذلك على المسلمين جدا وحصل وهن شديد وإرجاف عظيم، فإنا لله وإنا إليه راجعون. 1
سال 626ه.ق فرا رسيد. در ابتداى آن سال پادشاهان بنى ايوب متفرق بودند و با هم اختلاف داشتند و به احزاب گوناگون تقسيم شده بودند. پادشاهان آنان با كامل محمد حاكم مصر كه در نواحى قدس شريف اقامت داشت، اجتماع كردند. دلهاى فرنگىها - كه خداوند آنها را لعنت كند - به جهت گستردگى لشكرى كه از طرف دريا به يارى آنان آمده بود، و نيز به جهت مرگ معظم و اختلاف پادشاهان پس از او تقويت شده بود. لذا از مسلمانان خواستند تا سرزمينهايى را كه صلاحالدين از آنها گرفته بود، بازگرداند و بين آنان و پادشاهان مصالحه شد تا فقط بيتالمقدس را به فرنگىها بازگرداند و ديگر شهرها تحت سلطه مسلمانان باقى بماند. آنان قدس شريف را تسليم كردند و معظم ديوارهاى آن را خراب نمودند و اين كار جداً براى مسلمانان گران تمام شد. لذا سستى و اضطراب شديد بر آنان وارد گشت. إنا لله و انا اليه راجعون.
نظر يكى از منصفان اهل سنت
«سعد بنحذيفه غامدى» استاد تاريخ دانشگاه ملكسعود رياض كتابى با نام «سقوط الدولة العباسية ودور الشيعة بين الحقيقة والاتهام» نوشته، كه چاپ سوم آن در سال