164فيليپ حتى نقل مىكند: معاويه به دولت روم جزيه مىداد تا صبر و سكوت كنند تا او از جنگ با مسلمانان در صفين فارغ شود. 1
همچنين با مراجعه به تاريخ پى مىبريم رئيس شئونات قصر معاويه سرجون رومى و نخستين شاعر او اخطل نصرانى و نخستين طبيب او ابناثال نصرانى و همسرش ميسون نصرانى بوده است.
معاويه پس از واردشدن به كوفه بعد از شهادت اميرمؤمنان(ع) خطاب به مردم مىگويد:
أيها الناس إني والله ما قاتلتكم على الصوم والصلاة والزكاة وإني لأعلم أنكم تصومون وتصلون وتزكون ولكن قاتلتكم لأتأمر عليكم. 2
به خدا سوگند! من با شما به جهت روزه و نماز و زكات نجنگيدهام؛ زيرا مىدانم كه شما روزه مىگيريد، و نماز به جاى مىآوريد و زكات مىپردازيد. بلكه با شما جنگيدم تا اميرتان گردم.
ابنكثير دمشقى مىنويسد:
ثم دخلت سنة خمس عشرة وستمائة... وفيها أقبل ملك الروم كيكاريس سنجر يريد أخذ مملكة حلب، وساعده على ذلك الافضل بنصلاحالدين صاحب سميساط، فصدّه عن ذلك الملك الأشرف موسى بنالعادل وقهر ملك الروم وكسر جيشه وردّه خائبا. 3
سال 615ه.ق رسيد... در آن سال پادشاه روم كيكاريس سنجر به جهت اشغال مملكت حلب حركت كرد، و در اين كار افضل بنصلاحالدين صاحب سميساط با او همكارى نمود. ولى ملك اشرف موسى بنعادل او را از اين كار بازداشت و پادشاه روم را مغلوب كرد و لشكرش را شكست داد. لذا او با دست خالى بازگشت.