60الهى تحفه داد، اما بدن و جسم آنان كه محل نشو و نماى جان شريف آنان و بسيار مورد علاقه و تعلق جان آنها بوده و هست و چيزى براى روح، عزيزتر از بدن نيست، از اين رو توجه به آن فرصت مناسبى است كه انسان مىتواند به آن روح بزرگ و عالى نزديك شود. با اين تحليل عقلى، رفتن به سوى قبور و مزار اهميت خاص خود را مىيابد.
امام خمينى رحمه الله كه روحش در ملكوت اعلى با عليين قرين باد، همين مضمون را در تعليقات خود بر شرح فصوص الحكم قيصرى در ذيل فص عزيرى از استاد عارف كامل خود، آيت اللّٰه شاه آبادى رحمه الله نقل مىكنند: استاد عارف كامل ما كه سايهاش مستدام باد، فرمود: ممكن است گفته شود كه علاقۀ روح به بدن بعد از مرگ باقى است؛ زيرا بدن محل قرار و جايگاه رشد و پرورش اوبوده است.
من مىگويم آنچه را كه استادم فرمودند، محقق بزرگ ميرداماد در رسالۀ فارسى كه منسوب به ايشان است، راجع به سِرّ زيارت اموات تذكر دادهاند و آنچه من از آن نوشته به خاطر دارم اين است كه فرمود: براى نفس دو نوع علاقه به بدن وجود دارد:
علاقۀ صورى و علاقه مادى. البته مرگ موجب قطع علاقۀ صورى مىشود، اما علاقۀ مادى همچنان پايدار است و از همين جهت زيارت قبور تشريع و جايز شمرده شده است. 1
بنابراين، بدن مزور از آن جهت كه مورد تعلق و توجه روح و جان است و تنها علامت مادى و شاخص بعد از حيات انسان همانا بدن و قبر اوست، لذا توجه به آن ضرورت دارد.
اما در خصوص نحوۀ تعلق ممكن است اقوالى وجود داشته باشد؛ برخى معتقدند كه ارواح قوى، گرچه هنگام مرگ از بدن مفارقت مىكنند، اما چون به بدن علاقه و تعلق دارند، همواره بدن را تدبير و آن را از آفت زدگى و پوسيدگى و نظاير آن محفوظ