61مىدارند؛ همانگونه كه در حال حيات اين تدبير و حفاظت روح از بدن موجب صيانت و سلامت بدن است. بديهى است كه ارواح ضعيف بر اثر اشتغال به مصائب خود، به بدن توجهى نداشته و در اندك زمانى بدن پوسيده و از بين مىرود و سِرّ ماندگارى ابدان صالحان و عالمان كه در تاريخ شواهد و نمونههاى فراوانى دارد، در همين نكته است. اما عدهاى از بزرگان حكمت و كلام در خصوص چگونگى تدبير روح نسبت به بدن بعد از مفارقت، بيانى دارند كه لازم است در محل خود مورد بحث قرار گيرد و از حوصلۀ اين نوشتار بيرون است.
اهداف زيارت
زيارت كلاس تربيت است، زيارت مىخواهد آلودگىهاى وجود ما را بشويد.
زيارت مىخواهد ما را از حضيض ذلت به اوج عزت برساند. زيارت واقعى آن است كه وقتى آمدم كنار قبر امام على بن موسى الرضا عليه السلام و برگشتم احساس كنم نورانيت و روحانيت تازهاى پيدا كردهام، احساس كنم از بار گناه سبك شدهام، احساس كنم آن نورانيتى كه از قبر امام على بن موسى الرضا عليه السلام پيدا كردهام تا يك ماه دو ماه، يك سال دو سال در وجود من هست، البته اين بستگى دارد كه عمق زيارت من چقدر باشد.
هدف زيارت تربيت است، تمام اين برنامهها و تعاليم دينى، آمدن يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر، آموزههاى قرآن و نهج البلاغه و صحيفۀ سجاديه و از آن جمله زيارت براى تربيت انسان است، اگر اين برنامهها انسان را تربيت نكند خالى از محتوا مىشود، مصداق «ربّ تال القرآن و القرآن يلعنه» 1 كسانى كه قرآن را مىخوانند و آيه آيۀ قرآن آنها را لعن مىكند. به حج خانۀ خدا رفته است از زيارت خانۀ خدا برگشته است، اما تمام تعريفى كه از حج مىكند اين است كه در آنجا ميوههاى گوناگون چه رقم بود، وسائل سوغات چگونه بود، وسائلى كه بار حجاج را سنگينتر مىكند، پس تو به زيارت خانۀ خدا نرفتى، به زيارت آن ميوهها و وسائل صنعتى و ابزارها رفتهاى؟! چرا