578قبور نهى كردم، ولى بعد از اين، قبرها را زيارت كنيد و براى آنها دعا و استغفار نماييد. 1
3. زيارت اولياى الهى يعنى ارزيابى: «در زيارت همين كه انسان در برابر كامل قرار گرفت و خود را با آن بزرگواران كه به حق ميزان انسانيت هستند، مقايسه كرده، متوجه فاصلهها مىشود آنها كجا بودند و ما كجا هستيم». 2 اينجاست كه احساس شرمندگى كرده و سعى بر آن داريم كه اين فاصلهها را به وسيلۀ تقرب به ذات احديت و اولياى الهى، كمتر نماييم تا بتوانيم خود را در طريق آنها قرار داده و آنها را در سر لوحۀ كردار و رفتار در زندگى خويش قرار دهيم. از اين رو است كه در زيارتنامهها مىخوانيم و از خدا مىخواهيم كه ما را در زمرۀ آنها قرار دهد.
4. هشدار به ستمگران: در واقع ستمگران تاريخ، با ريختن خون اولياى الهى و زندانى و تبعيد كردن آنها، مىخواستند آن بزرگواران را به دستِ فراموشى بسپارند و حضور پر شور و هر چه بهتر مردم بر مزار ايشان، مُشت محكمى است بر دهان ستمگران، عكس العملى است تا خيال نشود با شهيد كردن مىتوان فكر و هدف آنان را هم محو نمود. در زيارتنامهها بر ستمگران تاريخ، انواع نفرينها و لعنتها شده است و به همين دليل بود كه سالها از رفتن به كربلا جلوگيرى مىشد. چون كربلا جغرافى نيست؛ تاريخ نيست؛ شهر نيست؛ كتابخانه نيست؛ زمين نيست. زمينه است؛ مكتب است؛ انديشه است؛ حزب است. اين شهر جماد نيست؛ بلكه پيام است.
مسافرت به كربلا، مبارزه با طاغوت است؛ و زيارتنامهها، قطعنامه و مرامنامه است؛ اشكها تيرهاست؛ نالهها، فريادهاست. 3
5. ياد مرگ و آخرت: يكى ديگر از آثار تربيتى زيارت قبور اهل بيت عليهم السلام كه بالتبع مهمترين اثر زيارتى به شمار مىرود، يادآورى عالم آخرت است. زيرا زيارت قبور پردههاى غفلت را كنار زده و به انسان فرصت مىدهد كه دربارۀ مرگ و عالم آخرت