558اين سه نقطه، ممنوع خواهد بود؛ خواه سفر براى زيارت باشد يا براى زيارت نقاط ديگر». 1
«وانگهى نهى از قصد سفر براى زيارت غير از اين سه مسجد، نهى تحريمى نيست، بلكه ارشادى است؛ زيرا در هر شهرى، مسجد وجود دارد و سفر براى زيارت مسجد در شهرى ديگر ضرورتى ندارد». 2 و اين برخلاف زيارت قبور اولياى الهى است كه آثار و بركاتى عظيم بر آن، مترتّب است كه در جاى خود اشاره خواهيم كرد.
«ولى با توجّه به قرائن، روشن خواهد شد كه مفاد حديث بر فرض صحت سند، همان اولى است. اولا: مستثنى، مساجد سه گانه است؛ از آنجا كه استثنا، استثناى متصّل است، قطعاً «مستثنى منه» لفظ مساجد خواهد بود نه مكان.
ثانياً: هر گاه هدف، ممنوع ساختن تمام مسافرتهاى معنوى است، حصر، صحيح نخواهد بود. زيرا در اعمال حج، انسان براى «عرفات» و «مشعر» و «منى»، بار سفر مىبندد، هر گاه مسافرت مذهبى، جز براى غير اين سه مورد جايز نيست، پس چرا سفر به اين نقاط سه گانه جايز شمرده شده است.
ثالثاً: مسافرت براى جهاد در راه خدا، و آموزش علم و دانش و صلۀ رحم و زيارت والدين، از جمله مسافرتهايى است كه در آيات و روايات بدانها تصريح گرديده است». 3 آنجا كه مىفرمايد: «فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ »؛ 4 چرا از هر قبيلهاى، گروهى كوچ نمىكنند كه دين را بياموزند و قبيلۀ خود را پس از بازگشت بترسانند؛ شايد آنان بترسند.
همچنين غزالى به اين نكته توجه پيدا كرده و مىگويد: «مسافرت، امرى مستحب است؛ از جمله مسافرت به جهت زيارت قبور انبيا، صحابه، تابعين و ساير علما و