550حال كه با استناد به آيات قرآن دريافتيم ارواح پس از جدايى از بدن، حيات برزخى دارند، چگونه صداى ما را نشنوند و چگونه با جهان خارج، ارتباط ندارند.
هنگامى كه بقاى ارواح پس از جدايى براى عموم اثبات شد، قطعاً بقاى ارواح و اولياى الهى اثبات مىشود. آن هم جايى كه قرآن كريم از پيامبران و خصوصاً پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله با احترام خاصّى ياد مىكند و براى پيامبر صلى الله عليه و آله يك رشته كمالات معنوى، متذكر مىگردد كه همگى از برترى روحى و تجلّى به كمالات معنوى، حكايت مىكند.
اين آيات كه بر بقاى ارواح اولياى خدا دلالت مىكند از سويى، و مشروعيت زيارت از نظر ادلۀ اسلامى از سويى ديگر كه در گذشته به آن پرداختيم، پاسخ روشنى است بر شبهات و ايرادها و دلايلى كه ابن تيميه و ديگر وهابيان، بر حرمت زيارت قبور وارد كردهاند.
افزون بر اينها، شواهد ديگرى نيز بر وجود ارتباط بين حيات برزخى و حيات مادّى وجود دارد. اينكه ابن تيميه به راحتى مىگويد: وجود پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از وفات مانند وجودش در زمان حيات نيست، خود، بررسى جداگانهاى مىطلبد.
وجود ارتباط بين حيات برزخى و حيات مادّى
از مجموع آيات و روايات استفاده مىشود كه بين حيات برزخى و انسان، در عالم برزخ، با حيات مادى و انسانهاى زنده ارتباط برقرار است. به اين معنا هنگامى كه در عالم مادّى، آنها را صدا مىزنند، مىشنوند و هنگامى كه از آنان سؤال و درخواست مىكنند، به اذن خداوند متعال جواب مىدهند. اينك به برخى از آيات و روايات در اين مورد اشاره مىكنيم. 1
الف) آيات: 1. حضرت صالح با ارواح قوم خويش سخن مىگويد: «فَأَخَذَتْهُمُ