542شايد مهمترين دليل و اشكالى كه از جانب آنها بر حرمت زيارت قبور وارد شده است، همين مسأله باشد كه وجود حضرات را بعد از وفات، منقطع با اين عالم مىدانند و از ظاهر برخى آيات استفاده كردهاند كه اموات چيزى نمىشنوند؛ زيرا خداوند متعال مىفرمايند: «فَإِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتىٰ وَ لاٰ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعٰاءَ إِذٰا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ»؛ 1 پس تو اى رسول ما اين مردم دلمرده را نتوانى با سخن حق بشنوانى، و دعوت خود را به گوش اين كران كه عمداً روى گردانند، برسانى. و در آيۀ ديگر آمده است: «وَ مٰا يَسْتَوِي الْأَحْيٰاءُ وَ لاَ الْأَمْوٰاتُ إِنَّ اللّٰهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشٰاءُ وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ»؛ 2 و ابداً زندگان با مردگان مساوى نيستند. خدا هر كه را بخواهد شنوا سازد و تو آن كس را كه در گورستان است، شنوا نتوانى كرد.
دليل بر حرمت سفر براى زيارت قبور
وهابيون به حسب ظاهر، اصل زيارت قبور را تجويز مىكنند، ولى هرگز مسافرت براى زيارت قبور را جايز نمىدانند. عمدۀ دليل وهابيون بر حرمت سفر براى زيارت قبور - حتّى قبر پيامبر صلى الله عليه و آله - روايت ابو هريره از رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه فرمود:
«لا تُشَدُّ الرِّحال إلّاإلى ثلاثة مساجِدَ مَسجِدى هذا ومسجدِ الحرام ومَسجد الأقصى»؛ 3 قصد مسافرت و بار سفر بستن جايز نيست، مگر به سوى سه مسجد: مسجد خودم (مسجد النبى) و مسجدالحرام و مسجد الاقصى.
ابن تيميه مىگويد: سفر به عنوان زيارت قبور، به قصد عبادت انجام مىيابد و عبادت يا واجب است يا مستحب و چون علما اتفاق نظر و اجماع دارند بر اينكه سفر براى زيارت قبر نه واجب است و نه مستحب، ناگزير اين سفر بدعت خواهد بود. او سپس مىگويد: هيچ يك از صحابۀ پيغمبر صلى الله عليه و سلم ، در زمان خلفاى اربعه و تا زمانى كه يك نفر از صحابه در قيد حيات بود، به زيارت قبرى از قبور پيغمبران و صلحا نرفت.