517پس احترام به نبى اكرم صلى الله عليه و آله و صالحين با مرگ آنان از بين نمىرود و همواره واجب است.
دوم: اگر تعظيم شعاير «عبادت شمرده شود» و حرام باشد و نيز احترام به قبور و بوسيدن آنها عبادت و شرك دانسته شود، پس احترام و تعظيم كعبه و طواف كعبه هم بايد شرك باشد و همچنين تعظيم حجر الاسود و بوسيدن آن، تعظيم خانه و مقام ابراهيم و تعظيم مساجد پيامبر و مشاعر و تعظيم و احترام به پدر و مادر و به سجود ملائكه در برابر حضرت آدم و سجدۀ برادران و پدر در برابر حضرت يوسف، احترام سربازان به فرماندهان خود، تعظيم و احترام اصحاب نبى براى پيامبر صلى الله عليه و آله ، تعظيم خلفا براى پيامبران و حتى تعظيم وهابيت براى رؤساى خود، همگى بايد شرك باشد! در حالى كه هيچ يك از وهابيان به اين امر اذعان ندارند.
سوم: عمل صحابه و صالحان در اين زمينه خلاف نظر وهابيت است، آنان قبرها را مس مىكردند و مىبوسيدند و خود را به آن مىساييدند و به خاكش تبرك مىجستند.
نمونههايى چند در اين زمينه نقل مىشود:
1. تبرك جستن حضرت فاطمۀ زهرا عليها السلام به خاك قبر پدرش
حضرت على عليه السلام نقل مىكند: وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله دفن گرديد، فاطمه عليها السلام كنار قبر وى ايستاد و مقدارى از خاك قبر را برداشت و بر صورت نهاد و اشك ريخت و اين دو شعر را سرود: «چه مىشود آن كس را كه خاك قبر احمد را ببويد و تا زنده است از بوييدن مُشكهاى گران قيمت بىنياز شود! مصيبتهايى بر من وارد شد كه اگر به روزهاى روشن فرود مىآمد، با شب تار تبديل مىگشت». 1