460تلقى مىشود؛ كه احساس تعلق و هويت فرهنگى آن جامعه را نشان مىدهد.
از ديگر خصوصيات فرهنگ اين است كه فرهنگ وابسته به نشانهها يا سمبولها است؛ زيارت و مناسك زيارتى كه در هر جامعهاى وجود دارد، داراى يكسرى از نشانههاى كاربردى است؛ كه فرهنگ زيارتى آن قوميت را از ساير اقوام و جوامع متمايز مىكند. به عنوان مثال در متون زيارتى فرهنگ شيعه از زبان عربى استفاده شده است، كه از مهمترين نشانههاى زيارتى و دينى است كه جانشين اعتقادات و معنويات فرهنگى شده است.
زيارت و اجتماعى شدن ( جامعهپذيرى)
جامعهپذيرى يا اجتماعى شدن، فرآيندى است كه انسان از بدو تولدش با جامعه و فرهنگ جامعهاش كه همان ارزشها و هنجارهاست انطباق مىيابد. «اجتماعى شدن فرآيندى است كه انسانها از طريق آن اعتقادات، گرايشها، ارزشها، هنجارها، و عادات را از فرهنگ اخذ مىكنند. اين فرايند همچنين به فرد امكان مىدهد تا شخصيت ويژهاى را براى خويش كسب كند. فرد از طريق اجتماعى شدن دربارۀ فرهنگ مىآموزد (انتقال فرهنگى). هر فرد دانشها، اعتقادات، هنجارها، و انتظارات جامعه را از اين طريق كسب مىنمايد. از طريق يادگيرى (درونى كردن) فرهنگ انسان موفق مىشود براى خويش هويت خاص كسب نمايد. در پرتو تكامل اجتماعى موجود در فرايند اجتماعى شدن شخص مىتواند يك موجود انسانى باشد. به عنوان نتيجهاى از اين فرايند انسان داراى «خود» يا احساس هويت مىگردد.» 1
زيارت در واقع بخشى از اعتقادات و گرايشات مذهبى و هنجارهاى دينى هر جامعهاى است كه از همان اوان كودكى به فرد آموزش داده مىشود؛ در واقع آموزش هنجارها و ارزشهاى زيارتى از همان دوران طفوليت در هر جامعهاى نوعى انتقال