459واقعيت دينى در جامعهاى بر جامعۀ ديگر رجحان دارد. زيارت به عنوان يك پديدۀ فرهنگ معنوى در هر جامعهاى قابل انتقال و آموختنى است و به صورت يك ميراث معنوى به نسلهاى ديگر منتقل مىشود. زيارت به عنوان يك پديده آموختنى و اكتسابى در جامعه باعث ثبات دوام مىشود، هر قدر ساختار فرهنگى جامعه از نظر دينى قوىتر باشد؛ كمتر عناصر فرهنگ معنوى تغيير مىكند.
با توجه به اينكه فرهنگ داراى خصوصيات عام است به اين معنا كه «تفكر يا عمل هنگامى فرهنگى است كه به طور مشترك در برخى از جمعيتهاى يا گروههاى وجود داشته باشد... هنگامى كه دربارۀ آداب و رسوم مشترك در يك جامعه صحبت به ميان مىآيد، در حقيقت به فرهنگ آنها توجه مىشود. وقتى دربارۀ آداب و رسوم مشترك زير گروهى در يك جامعه صحبت مىكنيم - كه جامعهشناسى بدان توجه دارد - به زير فرهنگ و نه فرهنگ توجه كردهايم...» 1 زيارت يك عنصر فرهنگ دينى است كه صورت عام دارد؛ و در تمام اديان الهى مشاهده مىگردد. در اديان ديگر زيارت از مناسك و آداب و رسوم خاصى برخوردار است، با توجه به ساختار دينى هر فرهنگى آداب و رسوم و مناسك زيارتى شكل و اعمال ويژهاى به همراه دارد.
همانطور كه گفته شد فرهنگ امر آموختنىاست. «خصوصياتى فرهنگى است كه گذشته از مشترك بودن، اكتسابى نيز باشند؛ اكتسابى بودن فرهنگ گوياى آن است كه فرهنگ بايد در فرايند اجتماعى شدن به فرد منتقل شود و بنابراين نقش آموزش در تداوم فرهنگى نقشى اساسى و غير قابل چشمپوشى است». 2
زيارت داراى خصوصيت فرهنگى اكتسابى است، كه از طريق مناسك و آداب و رسوم و متون خاص مىتوان آن را به ديگران آموزش داد. زيارت از بعد ديگر داراى خصوصيات فرهنگى خاص است، يعنى اينكه هر فرهنگى با توجه به هويت دينى خود مناسك و آداب زيارتى خاصىدارد، كه جزء نشانههاى فرهنگ دينى آن جامعه