458گروه خود دريافت مىكنند، راهى براى انديشيدن، احساس كردن، و رفتار نمودن است. به عبارت ديگر فرهنگ مجموعهاى از ويژگىهاى رفتارى و عقيدتى اكتسابى اعضاى يك جامعه خاص كه از نسلى به نسل ديگر انتقال مىيابد». 1 زيارت به عنوان يك ميراث دينى و اجتماعى در يك جامعه وجود دارد؛ كه نسل به نسل انتقال يافته و مورد احترام و ارزشگذارى قرار گرفته است. در واقع زيارت يك الگوى رفتار دينى است؛ كه در هر فرهنگى با توجه به ساختار آن به صورتهاى متنوع يافت مىشود. از بعد ديگر زيارت يك نوع عقيده يا رفتار عقيدتى است؛ كه در جامعه به آن احترام گذاشته مىشود و از طرف افراد مؤمن آن جامعه آموزش داده مىشود؛ و سينه به سينه براى حفظ شدن و ارجگذارى آن اشاعه مىيابد.
زيارت به عنوان يك كالاى فرهنگ معنوى در هر جامعهاى با توجه به ساختار دينى توليد مىشود؛ و به صورت هنجار خاص از طرف افراد آن جامعه در ساختار فرهنگى پيروى مىگردد. خواندن زيارتنامه و انجام دادن اعمال زيارتى، شيوهاى از فرهنگ دينى و تقويت دينباورى در جامعه است؛ زيارت به عنوان پديدهاى از عناصر فرهنگ دينى است؛ كه خاص زندگى انسان است؛ زيرا انسان از طريق بكار گيرى عناصر فرهنگى از ساير موجودات زندگيش جدا مىگردد. به عبارت ديگر با توجه به عنصر تفكر و انديشيدن در انسان زيارت و تدوين مناسك و اعمال زيارتى جزء خصايص فرهنگ آفرينى انسان تلقى مىشود. زيارت به عنوان عنصرى در فرهنگ دينى در خلال زمان حالت انباشتگى يافته است، براين اساس قابل اعتلا و تكامل است.
از بعد ديگر، زيارت در هر فرهنگى پديدهاى نسبى است؛ يعنى در هر فرهنگى با توجه به ساختار آن، زيارت و مناسك زيارتى معنا، مفهوم و اشكال خاصى دارد كه با ساير ساختارهاى فرهنگ زيارتى متفاوت است؛ بر اين اساس نمىتوان گفت كه اين