46
«قُلِ اللّٰهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ»؛ 1 بگو: خدا، آنگاه بگذارشان تا در ژرفاى باطل خود به بازى سرگرم باشند». زيرا چنين شخصى به مثابه درخت خشكيدهاى است كه سودى نخواهد داد: «سَوٰاءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ يُؤْمِنُونَ»؛ 2 چه آنها را بترسانى و چه نترسانى، آنها ايمان نمىآورند. «سَوٰاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللّٰهُ لَهُمْ ». 3
بنابراين، نه تنها زيارت موجب ارتباط و وابستگىِ وجودى با اهل بيت عليهم السلام است، كه خود منشأ خيرات و بركات و نزول فيض و اجر و ثواب است، بلكه انصراف از آن و بىميلى به آن موجب انصراف رحمت و برگشت نعمت خواهد بود. كسى كه چنين علقه و علاقهاى را در جان خود نپروراند و تقويت نكند، از چشم رحمت و لطف خدا و رسولش صلى الله عليه و آله خواهد افتاد.
يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام به حضرت عرض كرد: به فداى شما گردم، به حضور شما رسيدم در حالى كه توفيق نداشتم كه به زيارت قبر اميرالمؤمنين بروم حضرت در پاسخ فرمود:
«بئس ما صنعت! لولا أنك من شيعتنا ما نظرت إليك، ألا تزور من يزوره اللّٰه تعالى مع الملائكه و يزوره الأنبياء عليهم السلام ، و يزوره المؤمنون؟!» كار بسيار ناپسندى انجام دادى، اگر نبود كه تو از پيروان و شيعيان مايى، هرگز به تو نگاه نمىكردم! چگونه زيارت نكردى شخصيتى را كه خداوند با فرشتگان آسمان و همۀ انبيا و مؤمنان او را زيارت مىكنند، آن شخص گفت: اين مطلب را من نمىدانستم. حضرت فرمود:
«فأعلم أنّ أميرالمؤمنين عليه السلام عند اللّٰه أفضل من الأئمة كلّهم وله ثواب أعمالهم و على قدر أعمالهم فضلوا»؛ 4 بدان كه در نزد خداوند اميرالمؤمنين عليه السلام از همۀ ائمه برتر و افضل است و براى اوست پاداش تمامى اعمال، و برترى هر كسى به ميزان اعمال و عملكرد اوست.
بنابراين، زيارت به عنوان شاخصى روشن براى كسب فيض و دور نيفتادن از وادى