44را خدا به پيوستنش فرمان داده مىپيوندند و از پروردگارشان مىترسند و از سختى حساب بيم دارند... براى ايشان است فرجام خوش سراى باقى».
در اين آيه براساس اولويت و اهميت، ابتدا به عهد و ميثاق الهى، يعنى توحيد اشاره شده: «يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ» و پس از آن به ميثاق و پيمان رسالت و امامت تذكر داده شده: «وَ لاٰ يَنْقُضُونَ الْمِيثٰاقَ» سپس به مسألۀ ارتباط و اتصال به حقايقى كه همۀ خير و نيكى از آنها نشئت مىگيرد و مستقيماً هم مورد توصيه و امر الهى واقع شده، توجه داده شده است: «اَلَّذِينَ يَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ» كه اين همان «بِحَبْلٍ مِنَ اللّٰهِ» يعنى قرآن و «وَ حَبْلٍ مِنَ النّٰاسِ» 1 يعنى اهل بيت عليهم السلام است: عن ابى عبداللّٰه عليه السلام قال:
«الحبل من اللّٰه كتاب اللّٰه و الحبل من الناس هو على بن ابى طالب عليه السلام » . 2
اين چينش و ترتيب نشانگر اهميت و ارزش هر يك از آنهاست و بدون توجه به آن، كه حلقۀ اصلى ارتباط است، خير و سراى ابد و دار رضوان نصيب كسى نخواهد شد؛ از اين رو بر هيچ حقيقتى پس از توحيد و رسالت، به اندازۀ ارتباط و اتصال با آنان، بلكه محبوب داشتن آن، تأكيد و اصرار نشده است؛ چنان كه هيچ عداوت و دشمنى هم در مقياس الهى بيش از خصومت و دشمنى به سفراى الهى و اوصياى آنها نبوده و نيست.
زيارت تفسير اين ارتباط و تبيين و تحقق آن اتصال است و به همان ميزانى كه ايجاد آن اتصال و تحكيم آن رابطه در هندسۀ معرفتى اسلام ضرورت دارد و مهم است، زيارت هم چون تنها طريق عملى و راه تحقق آن رابطه است، ضرورى و مهم خواهد بود؛ از اين رو همان طور كه ايجاد و تحكيم اين رابطه موجب خردمندى در دنياست: «إِنَّمٰا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ» سبب نيكبختى در آخرت نيز هست: «لَهُمْ عُقْبَى الدّٰارِ». در مقابل آنها، كسانى كه رابطه و اتصال به جريان رسالت و ولايت را گسستند و اتصال آن رابطهاى كه به امر الهى بوده قطع كرده و بريدند: «وَ الَّذِينَ... يَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ