43تشكيك و داراى مراتب فراوانى است و هركس به مقدار ظرفيت وجودى خود بهرهمند مىگردد، اما مبتنى بر مقدمات بسيارى است تا مستدل و برهانى شود.
زيارتنامههاى مأثور يكى از منابع شناخت و آگاهى از مقام مزور است.
ضرورت و اهميت زيارت
چنان كه گذشت، روح زيارت ارتباط و اتصال زاير با مزور است و اين ارتباط زنده، مؤثر و حياتبخش مىباشد. اكنون بايد ديد اين ارتباط چه پيامدهايى دارد و آثار و لوازم آن چيست و ترك آنچه مفاسد و مشكلاتى را در پى خواهد داشت تا با شناخت آن به ميزان ضرورت و اهميت اين ارتباط و زيارت پى برده شود.
گرچه هيچ شأن و حقيقتى به عظمت توحيد نيست و طبعاً هيچ انسانى هم به ارزش موحد نيست و نيز اگرچه رسالت و امامت، دو جلوۀ الهى و ربانى است كه ظهور قدرت الهى در هدايتگرى، ولايت و سرپرستى است و اين دو حقيقت نيز به نوبۀ خود معادل ندارد، اما آنچه راه وصول به جلوهها و مظاهر الهى و در پرتو آن قرب به حق و توحيد را تأمين و تضمين مىكند تنها، ارتباط و اتصال به رسول خدا صلى الله عليه و آله و عترت آن حضرت است و بدون اين طريق راهى نيست و هيچ كمال انسانى و الهى جز از اين راه حاصل نمىشود:
«فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَٰلُ»؛ «پس از حق چيزى جز گمراهى نيست».
اين معنا در سورۀ مباركۀ «رعد» به اين صورت آمده است: «أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمىٰ إِنَّمٰا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ* الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ لاٰ يَنْقُضُونَ الْمِيثٰاقَ* وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخٰافُونَ سُوءَ الْحِسٰابِ أُولٰئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدّٰارِ»؛ 1 پس آيا كسى كه مىداند آنچه از جانب پروردگارت به تونازل شده، حقيقت دارد، مانند كسى است كه كوردل است؟ تنها خردمندانند كه عبرت مىگيرند. همانان كه به پيمان خدا وفا دارند و عهد (او) را نمىشكنند. و آنان كه آنچه