439بود. بعضى از مردم وقتى آن حضرت را مىديدند، نمىتوانستند خويشتندارى كنند و به سوى او مىشتافتند و برخى هم تأخير و درنگ مىكردند و هر كدام محل خير است...». 1
آنچه در فرهنگ دينى ما، با عنوان «توسل»، «شفاعت»، «تبرك» و... وجود دارد، شيوههاى بهرهورى از مائدۀ معنويت و بركت اهل بيت عليهم السلام و فيض بردن از «كوثر» اين پاكان است. در هر حال، پيامبر و ائمه و صالحان و صديقان، بندگان مقرب درگاه خدايند، و براى تقرب جويى بايد با مقربين، انس و آشنايى داشت و خود را در زمرۀ آنان قرار داد تا نمى از يم رحمت خدا به «زاير» هم برسد. بايد با خضر، همراه و همسفر شد تا به معرفت و فضيلت رسيد و آب حيات را چشيد. زيارت، گامى در اين تقربجويى و سنخيتيابى است.
مرحوم نراقى مىنويسد:
«نفوس نيرومند قدسى، بهخصوص انبيا و ائمه، پس از آزادى از قفس تن و صعود به عالم تجرد، در نهايت احاطه و استيلا بر امور جهاناند. امور جهان نزد آنان آشكار است و قدرت تأثيرگذارى در مواد عالم را دارند و هر كس كه به زيارتشان برود، از آن آگاه و بر او شاهدند و اطلاع كامل از زايران مرقدشان و از درخواستها و توسلها و تضرعها و شفاعت طلبىهايشان دارند. پس نسيم لطف اين اوليا بر زايران مىوزد و رشحاتى از فروغ آنان بر زايرين مىتابد و در رفع نياز و برآورده شدن حاجتها و رسيده به مقصودشان و بخشش گناهانشان و رفع گرفتارىهايشان، در پيشگاه خداوند شفاعت مىكنند. اين است رمز اين همه تأكيد در زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام .
علاوه بر اينكه در اين زيارتها، اجابت دعوت ائمه و پيوند با آنان و خشنود كردنشان و تجديد عهد با «ولايت»شان و احياى امرشان و بالا بردن و اعتلاى