436نظر لطفى نخواهد داشت؟ آرى اينجا محبت، يكطرفه نيست. به قول مولوى: هر كه عاشق ديديش، معشوقدان
اينجاست كه آنها دست زاير را گرفته و بالا مىبرند و به مهمانسراى فيض حضور برده و بر مائدههاى معنويت مىنشانند. اينجاست كه غير ممكنها ممكن مىشود، ناديدنىها مشهود مىگردد، نگاهها حرف مىزند، توجهها تربيت مىكند و اين، فيض شگفت «نظر» است. اين بركت توجه كسانى است كه خاك را به نظر كيميا كنند. اقبال لاهورى، در خطاب به خدا و رسول و مددخواهى از توجه آنان، مىگويد: فقيرم، از تو خواهم هر چه خواهم دل كوهى خراش، از برگ كاهم
مرا درس حكيمان، درد سر داد
كه من پرورده فيض نگاهم
آنچه اين نظرها و توجهها در پى دارد، خواندنى نيست، چشيدنى است. كه اين، وادى عشق است و عشق با كاغذ و دفتر سر و كار ندارد. بشوى اوراق، اگر همدرس مايى كه علم عشق، در دفتر نباشد
در اين صورت، «يافتن»ها به جاى «بافتن»ها مىآيد. و آنچه بر دل تابيده، بسيار كارساز است، كه: يا تو گو آنچه كه عقلت «يافته» است يا بگويم آنچه بر من «تافته» است 1
«زيارت»، زمينهساز چنين ارتقاى روحى است. زيارت، چه ديدار از خانۀ خدا باشد و مناسك حج، چه زيارت مرقد رسول اللّٰه باشد، چه زيارت انبياى بزرگ و ائمۀ معصومين و اولياى دين، چه حضور بر تربت خونين و لالهخيز شهيدان، چه رفتن به مزار صالحان و نيكان... همه و همه، هم دليل عشق و محبت است، هم نشانۀ