383از ارواح طيبه و ملكوتى اولياى خدا است، تطهير «جان» در زمزم ايمان و معنويت است، اتصال دو روح همگون و آشنا و همسنخ است، به دريا پيوستن قطره است، عمل به مقتضاى عقل و انديشه است... نه... بلكه عقل را هم تحت فرمان محبت دل در آوردن است.
كلام آخر
ديديم كه زيارت، هم جنبه اعتقادى داشت، هم بعد سياسى و اجتماعى، و هم از سازندگى و تربيت برخوردار بود. با اين وصف، نه زيارت كهنه شدنى است، و نه آثار تربيتى و جنبههاى سازندگى آن كم مىشود.
زاير، هر كه باشد و زيارت، هر گاه كه انجام شود و مزار در هر جا و هر سرزمين كه باشد، كانونى براى رشد معنويات و زمينهاى براى تقويت ارزشهاى الهى در انسانهاست.
چه زيارت خانۀ خدا باشد، چه زيارت مرقد رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله ، چه زيارت قبور اولياى دين و مدفونين مظلوم بقيع، و چه شهداى احد، مدفونين قبرستان ابو طالب، به خاك آرميدگان در شهرهاى مختلف و زيارتگاههاى دور و نزديك، مشهور و گمنام.
اينها همه، دل و جان را روشن ساخته و اميد مىبخشد. حتى زيارت قبور مؤمنان و صالحان نيز انسان را به ياد آخرت و صلاح مىاندازد و ياد خدا را در دلها بيدار مىسازد. از قبور اولياء اللّٰه، نور معرفت و هدايت مىدرخشد. مكانهاى مقدس و مذهبى، انسان را به خدا نزديك مىكند و حالت خضوع و خشوع و آرامش ايجاد كرده، روح را سرشار از خلوص، دل را پر از اميد، جان را لبريز از صفا و صميميت مىنمايد.
با زيارت مراقد مطهر معصومين عليهم السلام ، بايد گامى در مسير تزكيه برداريم و اينگونه ديدارها را، مقدّمهاى براى قرب معنوى و هم جهتشدن با آن انسانهاى والا و اسوههاى كمال بسازيم.