382همنشين كسى مىباشم كه همنشين من باشد، مونس كسى هستم كه با ياد من انس گيرد. هر كه مرا برگزيند، من هم او را برمىگزينم. كسى كه مطيع من باشد، من هم مطيع او مىشوم؛ هر كه را صاحب محبتى از صميم قلب بيابم؛ من او را براى خودم مىپذيرم و چنان دوستش مىدارم كه پيش از آن، كسى از بندگانم آنگونه دوستش نداشته باشد؛ هر كه به حق مرا بطلبد، مرا مىيابد... پس اى زمينيان! غرورها را رها كرده و به كرامت و مصاحبت و انس با من روى آوريد تا من هم با شما انس گرفته و به محبت شما بشتابم...». 1
اين طبيعت حالت «جذب و انجذاب» است كه در عالم، وجود دارد و پيوند دهندۀ كائنات به يكديگر است و بايد رفت و رفت تا به وادى محبت رسيد و مقيم كوى دوست گرديد. كدام كيميايى دگرگون كنندهتر از محبت مىتوان يافت؟!... .
قطره، درياست اگر با درياست
بلال، مؤذن پيامبر صلى الله عليه و آله ، آن حضرت را در خواب ديد، كه به او مىگويد: «اى بلال! اين چه جفايى است؟... آيا هنوز وقت آن نرسيده است كه به زيارت من آيى؟» بلال، هراسان و غمگين از خواب بيدار شد، بر مركب خويش سوار شده، آهنگ مدينه كرد.
وقتى به مدينه رسيد، نزد قبر رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله رفت و شروع كرد به گريستن و چهرۀ خود را به مرقد مطهر آن حضرت مىساييد كه در اين حال، امام حسن و امام حسين عليه السلام آمدند. بلال، آن دو بزرگوار را هم به سينه چسبانيد و بوسيد. 2
آرى! كهرباى محبت نبوى صلى الله عليه و آله بلال را به سوى خود مىكشد و جذب مىكند.
استعداد و آمادگى بلال را ببين كه محمد صلى الله عليه و آله مشتاق ديدار اوست و در خواب، از او گله و شكوه مىكند كه چرا به ديدنم نمىآيى؟
در واقع اين زيارتها، زاير را شارژ كرده، باطرى وجود است، الهام گرفتن