259در همين يك صفحه مىتوان تحريفهاى گوناگونى را به وضوح ديد.
الف) آيا مالك طبق سنت رسول اكرم صلى الله عليه و آله آن قدر در مسجد اقامت داشت كه امام دارالهجرة ناميده شود؟ اگر اين كار ثواب داشت، چرا پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نكرد؟!
ب) آيا فرمول مالك در كلام پيامبر صلى الله عليه و آله يا مرام ايشان بوده و بيان شده؟! ايشان چگونه خودسرانه و بدون استناد به قرآن و سنت، فرمولى را ارائه دادهاند كه وهابيت بر اساس آن شكل بگيرد و در جهان اسلام تفرقه و نزاع به وجود آيد. اگر اين كلام صحيح است، چرا پيامبر صلى الله عليه و آله يا قرآن مجيد به آن اشاره نكرده است؟!
ج) آيا در اول اسلام خلفاى راشدين اجازه اظهار نظر يا ابراز وجود در مقابل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را داشتند كه ايشان اول اسلام را مرام آنها معرفى كند؟!
د) اتفاقاً خلفاى راشدين به سر اسلام آن آوردند كه مالك و فرقۀ وهابيت در حال حاضر دفاعى عقلانى از آنها ندارند. وقتى مشكلات عدول آنها از سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و اوامر قرآن مجيد مطرح مىشود و امام على عليه السلام را كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را حق ناميده، به عنوان شاخص معرفى مىكنيم، مىگويند: آنها هر كدام طبق فتواى خود از دين عمل كردهاند و پيش خدا مأجور هستند؟! آيا اين شيوه آخر كار امت را اصلاح مىكند؟!
ه) اگر پيروى از پيروان خلفا راه اصلاح امت است، از آقايان وهابى مىپرسيم: آيا پيروى از معاويه، يزيد، مروان و... كه پيرو سه خليفۀ اول بودند به اصلاح امت نزديكتر است يا پيروى از امام حسن و امام حسين و امام سجاد عليهم السلام و...؟!
ملاحظه مىشود كه بدون استناد به تاريخ صحيح و روشن و با چشم پوشى از خطاهاى بزرگى كه بزرگان وهابيت و امامانِ امام مالك عمل كردهاند كه هر دو تحريف تاريخ مىباشد، سعى در تبليغ عقايد خود با روش استفادۀ ابزارى از اماكن زيارتى كه موجب جلب مسلمانان و عزيمت آنان به حوزۀ تحت حكومت آنها شده است به گمراه كردن امت مشغول هستند.
در پايان اين قسمت اعلام مىداريم كه از نظر امامان شيعه براى اصلاح امت، عمل