110وصال مزور، آگاهانه آهنگ او مىكند و وضعيت موجودش هرچه باشد (نياز به خير يا دفع ضرر و اذيت)، حس حضورش را نمىدزد، و نگاهش را به زمين نمىدوزد و از دِهِشهاى جمالى دلبر و دلدار باز نمىماند. از اين رو، استعداد نفسانى و بينش و آگاهىاش را با استمداد آسمانى در مىآميزد و طلبى جز اين مطلوب ندارد. اساساً او چون از خيرات فرازين باخبر است مىطلبد و چون مىداند، مىخواهد. بدين جهت، بسنده كردن به خواهشهاى فرودين، با استعداد و بينش و آگاهىاش سازگار نيست و برايش به زندگى اجبارى زير خط فهم و گرفتارى در دوزخ مىماند.
ديدار پرآب و مشوب كجا و زيارت نابِ محبوب كجا؟! گوارا اين زيارت به كام كسانى كه تنها به قصد اتصال با نفس مزور، گام برداشتهاند و چونان قطره، يكى شدن با دريا را آرزو مىكنند و با گرفتن صد در دامن، نود را نيز پيش رو دارند؛ الحق و الانصاف، زيارت حقيقى، همين است؛ بلكه نزديك به بالاترين مرتبۀ غير معمول زيارات و از سنخ و جنس زيارت اللّٰه است: «اَللّهم اجعلنى مِن زُوّارك»؛
1
بار خدايا، مرااز زايران خويش قرار ده.
زيارت بيت اللّٰه كجا و زيارت اللّٰه كجا؟
حضرت فاطمه عليها السلام فرمود: «شغلنى عن مسألته لذّة خدمته، لا حاجة لى غير النظر إلى وجهه الكريم»؛ 2 لذّتى كه از خدمت حضرت حق مىبرم مرا از هر خواهشى بازداشته است: حاجتى جز اين ندارم كه پيوسته ناظر جمال زيبا و والاى خداوند باشم.