154مورد خيرات فرزند نسبت به پدر و مادر، انكار كرده و مىگويد:
بدان كه تمامى احاديث مربوط به وصول خيرات به ميت مختص پدر و مادر است، از اينرو استدلال به اين احاديث براى اثبات وصول همه خيرات و قربات به اموات، چنانكه ابن تيميه چنين كرده، نادرست است؛ زيرا اين ادعا اعم از دليل است، (دليل اخص از مدعا است) و دليلى هم كه بر منتفع شدن عموم اموات از اعمال خير زندگان دلالت نمايد، به دست نيامده است، مگر در چند مورد خاص كه شوكانى آن را آورده است. 1
«عبدالرحمن بن براك»، از وهابيون معاصر عربستان، عقيدهاى شبيه البانى دارد و در شرحى كه بر «عقيدة الطحاوية» نوشته است پس از بيان اقوال، مىگويد: «ظاهرترين نظريات، توقف بر موارد خاص، مانند دعا، صدقه، حج و روزه واجب است و الحاق غير اين موارد محل نظر است». 2
«صالح بن آل شيخ»، از وهابيان معاصر، به منظور توجيه اختلاف نظر وهابيون در مسئله وصول خيرات به ميت، عبادت اهدايى به ميت را بر دو قسم تقسيم كرده است: يك قسم عبادتى است كه از همان اول به نيابت از ميت انجام مىدهند. قسم دوم عبادتى است كه بعد از انجام آن، ثواب آن را به ميت هديه مىكنند. وى معتقد است آنچه دليل بر جواز دارد، قسم دوم است؛ زيرا اهداى ثواب بعد از فراغ از عمل، محض تفضل و احسان است نه تعبد، بر خلاف قسم اول كه دليلى بر صحت آن نيست. وى سپس مخالفت برخى از وهابيون معاصر را به دليل عدم توجه آنان به تفاوت ياد