63
گفتار دوم: نقد و بررسى ادله حرمت اقتدا به عامه
در بعضى از كتب فقهى درباره عدم جواز اقتدا به مخالف، استدلالاتى شده است. در اينجا اين استدلالات و وجوه ديگرى كه ممكن است براى اثبات حكم تكليفى استناد واقع شود، بررسى شده تا ميزان دلالت آن بر حكم تكليفى روشن شود.
دليل اول: حرمت ركون الى الظالمين
برخى با توجه به آيه شريفه ( وَ لاٰ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النّٰارُ وَ مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ أَوْلِيٰاءَ ثُمَّ لاٰ تُنْصَرُونَ ) 1 حكم به عدم جواز اقتداى به فاسق كرده 2 و سپس به اقتداى به عامه توسعه دادهاند. علامه حلى، 3 شهيد اول 4 و نيز شهيد ثانى 5 درباره عدم جواز اقتداى به عامه به اين آيه استدلال كردهاند. اين استدلال از يك مقدمه، صغرى و كبرى تشكيل شده است. مقدمه اين برهان اين است كه شخص عامى و مخالف، «ظالم» است. صغراى آن اين است كه اقتداى به عامه «ركون الى الظالم» است، كبراى آن نيز آيه شريفه است: ( وَ لاٰ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا ) است كه مطابق آن، از ركون و ميل به ظالم نهى شده است كه اين نهى ظهور در حرمت دارد.
نقد و بررسى
معناى ركون اعتماد، اطمينان و ميل به چيزى همراه با سكون و آرامش است. 6 پس آنچه در اين آيه نهى شده است، ميل به سوى ظالمين و آنها را نقطه آرامش و سكون