57خلفا نماز خوانده است. 1 همچنين بعضى روايات بر حضور امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) در نماز جماعتى كه به امامت مروان بن حكم والى مدينه از طرف معاويه برگزار مىشد، دلالت دارد:
«صَلَّى حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ وَرَاءَ مَرْوَانَ وَ نَحْنُ نُصَلِّي مَعَهُمْ». 2
همانطوركه از ذيل روايت روشن است، چنين عملى از طرف حضرات معصومين(عليهم السلام) يك الگوى رفتارى در ارتباط با مخالفين معرفى شده است؛ چراكه بعد از بيان فصل امام حسن و امام حسين(عليهما السلام)، گفته شده است ما اهل بيت نيز چنين عملكردى داريم.
با الگوگيرى از همين عملكرد ائمه(عليهم السلام)، اصحاب و شيعيان ايشان نيز در جماعت عامه شركت مىكردند و پرسشهاى بسيار درباره نحوه حضور و نماز با عامه، به خوبى گوياى اين مطلب است. آنچه از مجموع روايات اماميه برداشت مىشود اين است كه نه تنها شيعيان در نماز جماعت اهل تسنن شركت مىكردهاند، بلكه براى اين امر تشويقهاى فراوانى صورت گرفته و ثوابهاى فراوانى بيان شده است و ظاهر اين روايات اقتداى حقيقى است؛ هرچند فقهاى بىشمارى در جمع با ديگر روايات، آن را بر اصل حضور حمل كردهاند.
مطابق آنچه گفته شد هر چند شيعه به دليل اقليت بودن در جماعات، تابع بوده است، اين مسئله به شيعه اختصاص ندارد و در برهههايى از تاريخ، اهل تسنن نيز به امام جماعت شيعيان اقتدا كردهاند. در دورهاى كه اشراف كه از شيعيان بودند، در مدينه، امارت و امامت حرم نبوى را بر عهده داشتند، اهل تسنن نيز در نماز جماعت آنان شركت مىكردند؛ چراكه تصريح شده است در آن دوره اهل سنت خطيب، امام و حاكمى نداشتند. 3 طبعاً در آن دوران اهل تسنن به همان نماز اكتفا مىكردند؛ چراكه جماعات جداگانه يا تكرار نماز توسط عامه در آن دوران گزارش نشده است. البته