58بعدها و به مرور زمان براى اهل تسنن تنها، شخصى براى امام جماعت قرار داده شد و در ادامه، خطابه نيز در كنار امامت افزوده شد. 1 در دوران معاصر نيز حداقل در دو مورد علماى اهل تسنن، به مرحوم شيخ محمدحسين كاشف الغطاء كه علمدار تقريب بين مذاهب بود، اقتدا كردهاند. گزارشها حاكى است در كنفرانس اسلامى پاكستان در سال 1371 قمرى، مصادف با 1952 ميلادى، بعد از سخنرانى حماسى ايشان و دريافت مدال رياست كنفرانس، همه حاضران به امامت ايشان نماز گزاردند. 2 مورد ديگر اينكه در كنفرانس جهانى اسلامى كه در مسجدالاقصى در سال1350 قمرى برگزار شد و بزرگانى از اهل تسنن چون محمد رشيد رضا و اقبال لاهورى حضور داشتند، با اصرار مفتى فلسطين، مرحوم كاشفالغطاء بالاى منبر رفت و خطابه اثرگذار خود را ارائه كرد. تا جايىكه بعد از تمام شدن خطابه ايشان، همه بزرگان از وى تشكر كرده و اكثريت اعضا چنين تصويب كردند تا ايشان در قدس حضور دارد، نماز جماعت را به امامت ايشان برگزار كنند. ايشان نيز پذيرفت و هزاران نفر به وى اقتدا كردند و مسئلهاى اتفاق افتاد كه در تاريخ بىنظير بود؛ چراكه تا آن زمان اقتداى علماى اسلام، با همه اختلافات عقيدتى و فقهى، به عالمى شيعى اتفاق نيفتاده بود. 3 نتيجه اينكه با توجه به آثار مبارك تشكيل جماعت واحدى ميان مسلمانان، هم در ميان شيعه با تبعيت از ائمه(عليهم السلام)، حضور در جماعت اهل تسنن و اقتدا به آنان سابقه طولانى دارد و هم در مواردى، اقتدا به عالم شيعى از طرف اهل تسنن به ويژه علماى غيرمتعصب اتفاق افتاده است.