166حضرت فرمودند: اشكالى ندارد. ولى من با آنها نماز مىخوانم و نشان مىدهم كه سجده مىكنم. ولى در حقيقت سجده نمىكنم.
بررسى سندى
تمام راويان اين سند وثاقت دارند به جز قاسم بن عروه. وى توثيق خاصى در كتب رجالى ندارد. از وجوه عامه توثيق نقل اصحاب اجماع نسبت وى وجود دارد؛ ولى مجرد نقل اصحاب اجماع وثاقتآور نيست و نقل اصحاب اجماع، تنها روايت را موثوقالصدور مىكند كه در روايت محل بحث، نقلى از اصحاب اجماع صورت نگرفته است. گرچه اجلايى از وى روايت كردهاند، به حدى نيست كه بتوان وثاقت قاسم را استنتاج كرد. ضمن اينكه محمد بن خالد برقى كه دربارهاش گفته شده
« كان ضعيفاً في الحديث » 1 و
« يروي عن الضعفاء كثيرا و يعتمد المراسيل »، 2 از وى روايات بىشمارى دارد. ازاينرو برخى اين روايت را مجهول خواندهاند. 3
تقريب استدلال
در اين روايت عبيد، عمل خود را اينگونه بيان مىدارد كه نماز خود را خوانده و سپس در جماعت مخالفين حاضر شده و آن نماز را به حساب نمىآورد. ظاهراً مراد از
« فَلَا أَحْتَسِبُ بِتِلْكَ الصَّلَاةِ » اين است كه آن را نماز صحيحه محسوب نمىكنم. محدث بحرانى مىفرمايد:
گفته راوى «آن نماز را به حساب نمىآورم»، يعنى آن را نماز محسوب نمىكنم؛ بلكه تنها اذكارى است كه آن را ادا مىنمايم. گرچه به احتمال بعيد مىتواند مراد راوى اين باشد كه آن نماز را به عنوان نماز واجب نمىدانم. ولى جواب امام(ع) با احتمال اول مناسبت بيشترى دارد. 4