76در بيشتر موارد، منظور سلفيان از اجماع، اجماع علماى خودشان است؛ بهويژه اجماعهايى كه در اصول دين و عقايد مطرح است. اين در حالى است كه اجماع در مسائل اعتقادى، بايد اجماع علماى اسلام ناب محمدى(ص) باشد؛ چنانكه حسن سقاف مىگويد:
در اصول دين، بايد در امور اجماعى، جميع امت متفقٌعليه باشند و همه فرقههايى كه مورد اعتنا هستند توافق كنند و صرف اجماع اهلسنت و جماعت كفايت نمىكند؛ زيرا پيامبر(ص) فرمود:
«لاتجتمع امتي على ضلاله» و نفرمود :«لايجتمع اهل السنة والجماعة على الضلاله». بنابراين اقوال فرقههايى همچون زيديه، اباضيه، معتزله، شيعه نيز بايد مورد اعتبار قرار گيرد. 1
فرحان مالكى مىگويد:
ما (سلفيه)، در مباحث اعتقادى، مصطلحات و الفاظ زيادى مطرح مىكنيم كه معانى آن را خوب نمىشناسيم يا حداقل درباره آنها اختلافنظر وجود دارد؛ از جمله آنها، سلف صالح، اهلسنت و اجماع است. 2
وى در ادامه مىنويسد:
بعضىها پيشنهاد مىكنند: «عليك بما كان عليه الصحابه»؛ «بر تو باد به آن چيزى كه صحابه بر آن بودهاند». در جواب بايد گفت: اگر مىدانند كه صحابه در مسائل بسيارى مانند مسائل اعتقادى، فقهى و سياسى اختلافنظر دارند، بايد از كداميك پيروى كرد؟! ولى اگر