75
شُرَكٰاءَكُمْ ) 1؛«[شما اگر مىتوانيد] توانايى خود و معبودهايتان را جمع كنيد» و ديگرى به معناى اتفاق است؛ چنانكه گفته مىشود: «اجمع المسلمون على كذا»؛ «مسلمانان بر فلان مطلب، اتفاق نظر پيدا كردند». در اينجا، مراد از اجماع، معناى دوم است؛ زيرا عزم با يك نفر نيز محقق مىشود. ولى با معناى اصطلاحى اجماع سازگار نيست. بلكه عزم، صفتى براى اهل اجماع است. 2
بهسبب اختلاف اصوليان در شروط و قواعد اجماع، تعاريف مختلفى براى اصطلاح اجماع مطرح شده است كه مهمترين آنها كه مورد نظر سلفيان نيز مىباشد، چنين است: «اتفاق مجتهدي امة محمد(ص) بعد وفاته في عصر من العصور على امر من الامور» 3؛ «متفق شدن مجتهدان امت پيامبر، بعد از وفات او، در زمانى از زمانها، بر امرى از امور».
سلفيان، اجماع را سومين منبع استنباط عقايد مىشمارند و مخالفانِ آن را تحت تأثير بدعتهاى فلاسفه و متكلمان به حساب مىآورند و منشأ اين مخالفت را به تقدم عقل بر نقل و تقسيم علوم به شرعى و عقلى كه مورد قبول آنان نيست، بازمىگردانند. سلفيان درباره اجماع، پيرو ابنحزم و ابنتيميهاند. 4