131افاده مىكند و نمىتواند معيار شرعى براى تعريف عبادت باشد.
وهابيان به تبع ابنتيميه و محمد بن عبدالوهاب، هر نوع احترام، خضوع و تذللى را عبادت مىشمارند؛ بىآنكه هيچ قيد يا شرطى را در تحقق آن لازم بدانند. در واقع، آنان به همان تعريف لغوى اكتفا كردهاند. در اينجا به نمونهاى از تعاريف وهابيت از عبادت اشاره مىكنيم:
ابنتيميه: عبادت، اسم جامعى است براى هر آنچه خدا آن را دوست دارد يا از آن خشنود مىشود؛ از اقوال و اعمال باطنى و ظاهرى. طبق اين تعريف، نماز، زكات، روزه، راستگويى، امانتدارى، نيكى به والدين و صله رحم، امر به معروف و نهى از منكر، عبادت محسوب مىشود. 1
محمد بن عبدالوهاب: عبادت همان توحيد است؛ زيرا هركس توحيد نداشته باشد، همانند اين است كه خدا را عبادت نكرده است. دشمنى و خصومت با توحيد و دورى از شرك، در عبادت لازم است؛ در غير اين صورت، عبادت ناميده نمىشود. 2
ابنعثيمين: حقيقت و اركان عبادت دو چيز است: كمال محبت به معبود و كمال تذلل و خضوع در پيشگاه او. 3