120كه هيچگاه چنين چيزى واقع نشده است، هرگز دليل بر حرمت مخالفت با آنان در اين موضع نمىشود؛ زيرا خوددارى سلف از اجتهاد در معانى اين الفاظ يا صفات، مىتواند از اسباب و عوامل مختلفى ناشى شده باشد كه از آن جمله است پرواى آنها از دامن زدن به چيزى كه خود را در آن توانا نمىديدند؛ با علم به اينكه ممكن است علت چنين چيزى، پروا از نادانى يا ناتوانى در ملكه علمى آنان نباشد. بلكه بنابر نظر راجح و در بيشتر موارد، بهعلت ترس از خدا و جلال و عظمت او در دلهاى ايشان بوده است.
همچنين از آن جمله است شرايط و اوضاعى كه در آن قرار داشتهاند؛ زيرا پيرامون خود، عواملى نمىيافتند كه آنها را وادار كند تا به چنين مخاطراتى دامن زنند يا سر خود را براى مسائلى به درد آورند كه از پرداختن به آن بىنيازند. افزون بر اين، ما معتقديم مذهب صحابى، به خودى خود، حجت نيست؛ تا چه رسد به مذهب تابعى و تابع تابعى.
زمانى كه احتمال همه اين عوامل و اسباب وجود داشته باشد، استدلال به موضع سلف، باطل و غيرموجه است؛ زيرا اين استدلال، اعم از مدعاست و مىدانيم هرجا پاى احتمال به ميان آيد، جاى استدلال نخواهد بود. 1
نقد رويكرد تأويلى سلفيان از ديدگاه حسن سقاف
تعريف تأويل: «صرف اللفظ عن ظاهره الى معنى آخر مقصود في اللغة