121
العرب التي نزل بها القرآن» 1؛ «بازگرداندن لفظ از ظاهرش به معناى ديگرى در لغت عرب كه قرآن بر آن نازل شده است، مقصود مىباشد».
سقاف بعد از ذكر معناى تأويل، به شيوه غوغاسالارانه سلفيان در بحث تأويل اشاره مىكند و مىگويد:
بعضى از مردم، چنين ترويج مىكنند كه تأويل، موجب گمراهى و انحراف در عقيده است و بسيارى از طالبان علم كه حقايق برايشان روشن نشده است، فريب اين عده را خوردهاند؛ درحالىكه حقيقت چيز ديگرى است. بسيارى از پيشوايان مورد اعتماد در قرون سه گانه (خيرالقرون)، تعداد زيادى از نصوص متعلق به صفات و توحيد را تأويل كرده و بيان نمودهاند كه ظاهر آنها مقصود نيست.
اين نويسنده مطرح اردنى، براى اثبات رويكرد تأويلى ميان سلف، به تعدادى از آيات و روايات و نظر علماى سلف و ائمه بزرگ حديث و تفسير استناد مىكند كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
- دليل تأويل از قرآن: در بعضى از آيات قرآن، لفظ نسيان به خدا نسبت داده شده است؛ مانند آيه ( نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِيَهُمْ ) 2؛ «خدا را فراموش كردند و خدا [نيز] آنها را فراموش كرد». همچنين آيه ( إِنّٰا نَسِينٰاكُمْ ) 3؛ «ما نيز شما را فراموش كرديم». با وجود چنين الفاظى در