124خداست، اين اعتقاد به وحدت وجود و اتحاد پيامبر(ص) با خداوند منجر مىشود كه اعتقادى باطل است». 1
اين نظريه، از جهات متعددى، درخور نقد و ايراد است كه در اينجا به آنها اشاره مىكنيم:
1. بىشك، آياتى كه به بشر بودن پيامبر(ص) اشاره مىنمايد، در مقام بيان تساوى پيامبر(ص) در همه خصوصيات، غير از وحى، با ساير انسانها نيست. اگر اينگونه باشد، نمىتوان هيچكدام از «خصائصالنبى» را براى پيامبر(ص) برشمرد. اين نظريه بهطور قطع و به تصريح آيات قرآن كريم كه برخى از ويژگىها و امتيازات را براى پيامبر(ص) قرار داده است، باطل مىباشد.
گفتنى است آياتى كه بر بشر بودن پيامبر(ص) دلالت دارد، در مقام بيان اين موضوع است كه پيامبر(ص) از ميان همين مردم است؛ همانند همه مردم زندگى مىكند، غذا مىخورد، در بازار رفتوآمد مىنمايد. از جنس مردم است و با خوشحالى آنها خوشحال مىشود و از غم و اندوه آنها غمناك و اندوهگين مىگردد.
خداوند پيامبران خود را از ميان همين انسانها انتخاب مىنمايد. ولى انسانهايى كه داراى ويژگىهايى هستند كه آنها را از ساير انسانها ممتاز مىسازد؛ نه اينكه پيامبر(ص) تنها خصوصيتش اين است كه به او وحى مىشود و ديگر هيچ ويژگى ندارد.
2. ايشان، روايت جابر را باطل مىداند و حال آنكه روايات متعددى از شيعه و اهل سنت درباره اين موضوع وجود دارد. 2