85ماههاى حرام را به تأخير افكنند و به جنگ و غارتگرى بپردازند و احترام آن ماه را رعايت ننمايند و ماه بعد را محترم شمارند و آن را ماه حرام قرار دهند. نظر به اينكه ساكنان سرزمين حجاز و مكه، از جمله شعار قوميت و آيين جاهليت آنان التزام به حرمت چهار ماه حرام بوده كه عبارت از ماه رجب، ذىقعده، ذيحجه و محرّم است كه از جنگ و خونريزى خود دارى مىكردند و حرمت اين چهار ماه در دين حنيف ابراهيم(ع) بوده و مشركان آن را به صورت شعار جاهليت در آورده و به احترام چهار ماه ملتزم بودند و چون خوددارى از جنگ و غارت سه ماه متوالى و پى در پى براى آنان دشوار بود، در بعضى از سالها بزرگان قبايل عرب بنا مىگذاشتند كه احترام ماه محرّم را رعايت ننمايند و به جنگ و انتقام بپردازند و در عوض ماه صفر را محترم شمارند و از جنگ خوددارى كنند و آن ماه صفر را از ماههاى حرام قرار دهند و سال ديگر، باز ماه محرم را ماه حرام مىدانستند به منظور اينكه چهار ماه حرام - كه از آيين و سنت ابراهيم(ع) بوده و به صورت آيين جاهليت بتپرستان در آمده - محفوظ بماند و شعار قومى آنان از ميان نرود و نسبت به خصوص ماه محرم مىتوانستند آن را تغيير داده، ماه غير حرام بشمرند و آن را به طور كنايه، به نام صفر اول بخوانند؛ يعنى آنرا محترم ندانسته در عوض ماه صفر دوم را محترم شمارند و آن را ماه حرام قرار دهند. 1
حرام بودن چهار ماه در سال به اين انگيزه بود كه طوايف بتوانند با اطمينان و آرامش خاطر به سفرهاى تجارتى، زيارتى و به اصطلاح حج خود بپردازند.
چون موسم حج از دير زمان، ذيحجه بوده و از سويى به جهت تغيير ماه حج (ذيحجه) از فصلى به فصل ديگر براى حاجيان - كه ضمن سفر حج، تجارت نيز مىكردند - ضررهايى داشت، به اين فكر افتادند كه به نوعى اين ضرر و نقصان را جبران كنند، لذا تصميم گرفتند هر سه سال يك بار، ماه صفر را (به جاى محرم) آغاز سال قرار دهند و در نتيجه موسم حج در همه سال، به وقت معينى برقرار مىماند و اين عمل را «نسىء» مىخواندند.